محمد مهريار

558

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

است . وجود ديه‌هايى با نامهاى جليل و فاخر چون ينگ‌آباد ، آذرخواران ، رامشه ، پيكان و غيره همه نشانهء اين قدمت و تمدن است كه در ذيل عناوين مختلف به توضيح آن پرداخته‌ايم و در ضمن واژهء جرقويه نيز به تفصيل از آن گفت‌وگو شده است . بپردازيم به واژهء قارنه . واژه‌شناسى : از دقت در كلمهء قارنه متوجه مىشويم كه از دو جزء « قارن + ه » تركيب شده است . « قارن » يك نام كهن ايرانى است و مخصوصا در روزگار ساسانيان ، قارن را مىبينيم كه نام سردار لشكر است و پيش از آن در داستانهاى حماسى شاهنامه آمده است ، قارن كاويان از پهلوانان كيخسرو است كه در جنگ بزرگ كيخسرو با افراسياب شركت داشت . اتفاقا نام چندين خاندان از سپهبدان مازندران نيز مىباشد كه مدتها با عناوين قارن و قارنوند در مازندران و طبرستان در جلو سپاهيان عرب به صور مختلف ايستادگى كرده‌اند و نام يكى از خاندانهاى بزرگ اشكانى نيز بوده است كه به همين عنوان شهرت بسيار داشت و امتيازات بسيارى را نيز اين خانواده در روزگار اشكانيان داشته‌اند . به‌هرصورت نظر به اينكه بناى ما بر اختصار است به همين قدر اكتفا مىكنيم و براى توضيحات بيشتر به منابع تاريخى بايد مراجعه كرد . به‌هرصورت قدمت اصفهان لازمه‌اش وجود خانواده‌هاى كهن در اصفهان است و چه از اين روشن‌تر كه نام يكى از اين ناموران كهن بر محلى مثل جرقويه ( گركويه ) ، ناحيه‌اى قديمى و متمدن نهاده شده باشد ازاين‌رو آسان مىتوان باور داشت كه قارن نام خود را به ديهى داده است ، و در اين شكى نيست و اما جزء آخر « ه » علامت نسبت است يعنى محل و ديهى كه منسوب است به قارن يا خاندان قارن . اين را هم بگوييم كه به حكم شهرت و امتياز قارن و خاندان قارن در اطراف كشور امكنهء بسيارى به نام آن خاندان و به صورت قارنه وجود دارد از جمله قارنه ( اقليد ، رضائيه ، اصفهان ) و قارانچه ( مهاباد ، خوى و غيره ) و اين هم نشان ديگرى از سوابق تاريخى خاندان قارن است . قرتمان - كرتمان قرقر Qarqar قرقر ديهى است نسبتا بزرگ در دهستان چادگان از شهرستان فريدن . نام اين ديه را بايد حتما به فتح اوّل و ثالث خواند چونكه به ضم اول و ثالث در فارسى و ( گويش اصفهان ) به معناى شكوه و شكايت است و به كسر اول و ثالث علامت صدايى است كه از كشيدن چيزى