محمد مهريار

33

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

از همين ريشهء كهن نيامده است ؟ ! آپاران p r n ديهى است كم‌وبيش بزرگ و در تداول لهجهء اصفهان با تشديد « پ » و « الف » ممدود اول تلفظ مىشود و اكثر هم آن را به‌صورت « آپارون » تلفظ مىكنند ، ولى ما ترجيح مىدهيم همان صورت صحيح كلمه را به كار بريم . نام اين ديه در كتاب فرهنگ آباديها و مكانهاى مذهبى كشور نيست . اتفاقا در سلسله انتشارات مركز آمار ايران هم ذكرى از آن نيست . در فرهنگهاى معين و لغت‌نامهء دهخدا هم نامى از آن ديده نمىشود ؛ ولى به‌هرحال نام ديهى است كه هم اسم آن دلاويز است و هم ناحيه‌اى كه در آن واقع شده است . شايد منابع موجود از جهت اينكه اين ديه سخت به شهر نزديك شده و بسيارى از اراضى آن جزء شهر شده است ، نامى از آن به ميان نياورده‌اند . به‌هرحال اين آبادى از ديرباز وجود داشته و تا امروز هم هست و آن واقع است در غرب اصفهان نزديك‌تر به شمال و به حالت امروزى درست متصل به اصفهان . نواحى غرب اصفهان هوايى دلكش دارد و صفاى باغستانهاى به و پرورشگاههاى گل سرخ حالت دل‌انگيزى به اين ناحيه مىدهد . سابق بر اين ، اين ديه را از جملهء ديه‌هاى روستاى ماربين به شمار مىآورده‌اند و سخت به دو خواهر خود « آزادان و برزان » نزديك است ، ولى هر سه دارد جزء شهر مىشود و يا شده است . در نوع معيشت و ديدار ظاهرى ، مردم هنوز حالت روستايى دارند و براى من مخصوصا « حالت روستايى - نزديك به شهر » حالى شناخته شده است . ديه چندان بزرگ نيست . مدرسهء تازه‌سازى و مسجدى كه آن همان است كه يا در آزادان واقع است يا نزديك به آن . شغل مردم كشاورزى و باغدارى است و چون دارند شهرى مىشوند اين شغلها دارد از دست آنها بيرون مىرود . خانه‌ها و عمارات قديم را كه هنوز مىشود كم‌وبيش پيدا كرد ، همه را از خشت خام و ديوارهاى گلى برآورده‌اند و اين است آنچه از مجموعهء گذشته و در دور و كنار آن مىتوان ديد و قدمت و كهنگى آن را به‌هرحال دريافت . هرچه بوده رفته و گذشته است ، ولى نام آن براى ما مانده است كه از جهت شناخت واژه‌ها از اين به بعد نيز ما را به كار مىآيد . واژه‌شناسى : اين نامواژه از سه جزء تركيب يافته است : « اپ + ر + ان » و روى هم رفته