محمد مهريار
536
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
سال 1345 جمعيت اين ديه را 685 نفر برآورد كردهاند . « 1 » به حكم اينكه در گلپايگان سدى ساختهاند از مدتها پيش شكوفايى اقتصادى خاصى در اين ناحيه پديد آمده . اخيرا با نهايت تأسف شنيدهام كه آب رودخانه كم شده چندانكه سد يا بىحاصل شده يا دارد بىحاصل مىشود . بر روى همين رودخانه در نزديك دليجان هم سد ديگرى ساختهاند كه آب شهر قم را تأمين كند كه در آن هم نقصان آب دشوارى بسيارى پديد آورده است . بههر حال گلپايگان و اقتصادش از لحاظ كمآبى سير نزولى دارد . گلپايگان خود از نواحى قديم و بسيار كهن سكونت و تمدن آريايى بوده است . « 2 » و به همين جهت هم ديههايى با نامهاى كهن و نامواژههاى فاخر در گلپايگان و اطرافش فراوان است . در همين دهستان جلگه بجز فاويان ديههاى فيلاحض ( كذا ؟ ) ، فالقان ، كلوجان ، گوگد ، نيموان و وداغ ، بدون اينكه نيازى باشد جاى ديگر برويم خود بر قدمت و سابقهء خويش با همين نامهاى كهن خود گواهى مىدهند . چون در نامواژهء گلپايگان خصوصيات جغرافيايى و اجتماعى آن به تفصيل شرح داده شده است بهتر است بپردازيم به واژهشناسى فاويان . واژهشناسى : واژهء فاويان همانگونه كه به گوش مىخورد به ظاهر بىمعنى به نظر مىآيد و چيزى از معناى خود را نشان نمىدهد ولى مىتوان آن را به سه جزء « فاو + ى + ان » برشكافت . جزء اوّل « فاو » هم به اين صورت بىمعنى مىنمايد ولى مىدانيم كه حرف « ف » مبدل از « و » است و صورت « واوى » كه باز بىمعنى به نظر مىرسد خود از دو جزء « واو + ى » تركيب شده است . صورت « واو » صورت تحريف يافتهء « او » است كه همان به معناى آب است و در اطراف ايران ديهها و امكنهء بسيارى به همين صورت نامبردار مىباشد چنان كه واوى ( دهلران ) ، واوان ( سردشت ) ، واوسر و واودره ( سارى ) و همچنين واوان ( هشتپر ) و بسيارى ديگر و در اين تركيبات خوب نشان داده مىشود كه « واوسر » همان آبسر است يا سراب كه صورت ديگر آن است و همچنين ديگر نامها كه خود حاكى معناى خود مىباشند . اگر ما بدانيم كه « واو » به معناى آب است . و جزء دوم « ى » همان است كه در اكثر تركيبات فارسى مىآيد و حال زينت ( Euphcny ) دارد . چنان كه در نيامدن و نيازردن يعنى نامدن ، نازردن . و جزء آخر آن علامت نسبت است . بنابراين فاويان معادل « واويان » درست به معناى « آبيان »
--> ( 1 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 72 . ( 2 ) - ن . ك . به : همين نامواژه در همين فرهنگ .