محمد مهريار

506

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

آشكار از تمدن و حضارت كهن و كيفيت معيشت در آن هنوز باقى مانده است . گوشه و كنار ديوارهاى جسيم گلى و خشتى و ساختمانهاى خانه‌ها با همان اسلوبهاى كهن جلب توجه مىكند و روزگار كهن آبادانى را براى نگرندهء خبير آشكار مىسازد . از دورهء اسلامى در سين يك مسجد زيباى بسيار دلپسند با مناره‌هاى باشكوه و از آن دلاويزتر باقى مانده است . من هروقت اين مسجد را ديده‌ام به‌راستى نتوانسته‌ام از آن چشم برگيرم و به دلاويزى و دلپسندى آن كمتر مسجدى را مىشود نشان داد . ايوان مقصوره و مناره‌هاى آن نيز بسيار نظر ربا است . در عنوان برخوار آنچه بيشتر بايد راجع به سابقهء كهن اين ناحيت شمالى اصفهان بگوييم آمده است و در اينجا فقط مىپردازيم به ذكر نام باشكوه و كهن اين ده . واژه‌شناسى : سين در اوستايى نام مرغ مبارك و ميمونى است كه در ادبيات فارسى نيز به‌صورت « سيمرغ » با همان شكوه پيدا شده است . در پهلوى سيمرغ به‌صورت « سئين‌مورو » و در اوستايى « مروسئينى » و همان است كه بعدها به‌صورت « هما » در ادبيات فارسى وارد شده و مبارك و ميمون شمرده شده است و گفته‌اند كه صاحب سايه‌اى است كه بر سر هركسى بيفتد به پادشاهى مىرسد . نام « سيمرغ » ، همان « سين » در اوستايى نيز مبارك و ميمون است و مكرر در يشت‌ها و نسك‌هاى ديگر از آن ياد شده است ، چنان كه در بهرام يشت بند 34 و 38 از آن ذكرى به عمل آمده است . « 1 » در شاهنامه هم سيمرغ داراى فر و شكوه و اقتدار آسمانى و الهى است ، همان است كه زال را پرورش مىدهد ، به كمك زال در هنگام گرفتارى مىآيد و راهنمايى مىكند تا براى تولد رستم دست به عمل جراحى بزنند و با خنجر آبگون ، كه به شراب آن را آب داده‌اند ، نخستين عمل سزارين تاريخ را بىاطلاع از كار سزارين روم به عمل آورند ، باز همان است كه چون زال پر او را آتش مىزند به كمك رستم مىشتابد و ساختن پيكانى را از چوب گز براى جنگ با اسفنديار به او مىآموزد و او را تعليم مىدهد كه چگونه آن را آب رز بدهد . فردوسى در اين‌باره در پايان جنگ رستم و اسفنديار مىگويد : كمان را به زه كرد و آن چوب گز * كه پيكانش را داده بود آب رز بزد راست بر چشم اسفنديار * جهان تيره شد پيش آن نامدار

--> ( 1 ) - ن . ك . به : برهان قاطع ذيل همين كلمه و پايبرگ مرحوم معين در آن‌باره .