محمد مهريار
29
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
باز در همين كتاب « 1 » در صفت نواحى فارسى و شمردن آنها مىگويد : « صفت كورتهاى پارس ، ولايت پارسى ، پنج كوره است و هر كورتى به پادشاهى كى نهاد آن كورت به آغاز او كرده است باز خواندهاند . بر اين جهت « كورهء استخر ، كورهء دارابجرد ، كورهء اردشيرخرّه ، كورهء شاپورخوره ، كورهء قباخوره . . . » . محققين جغرافياى اخير از قبيل لسترنج ، نولدكه ، دخويه نيز آن را به همين معنى گرفتهاند و گاه باشد كه معناى آن را توسعه داده در معناى استان هم استعمال كردهاند از جمله ابن خردادبه در ضمن بحث از سرزمين سواد مىنويسد : « سواد 12 خوره دارد كه هر خوره يك استان است . . . » « 2 » بههرحال كلمات « كوره » و « خرّه » و « خورّه » بىشك همه از ريشهء اوستايى « خورّه » همه به معانى فرّ و شكوه است و اين همان كلمه است كه ما بر روى بسيارى از نامهاى ديهها و شهرهاى ايران مىبينيم همچون اردشيرخرّه ، قبادخرّه و آذرخرّه و غيره . دربارهء جزء اول اين كلمه يعنى « آب » پيش از اين اشاره شد و در توضيح واژهء نام روستاها و ديههايى كه بعد از اين خواهيم گفت سخنان بيشترى به ميان خواهيم آورد . آبريزه brize ( h ) آبريزه و يا اگر روشنتر بگوييم حسنآباد آبريزه ، ديهى است نسبتا بزرگ مركب از چندين ديه و مزرعهء كوچكتر كه همه از آب قناتها مشروب مىشده است و اين قناتها رفتهرفته خشكيده و بادامستانها و تاكستانهاى اين ديه و مزارع آن نيز رفتهرفته خشكيده و از ميان رفتهاند . اينك دو ، سه چاه عميق به اين ديه و كشاورزى آن نيمهجانى داده است تا بعد آنچه بر سر قناتها آمد بر سر چاهها هم از آن بدتر آيد . اين ديه در ناحيهء باختر اصفهان و در بلوك كرون ( به فتح اول و ثالث ) كه به خوش آب و هوايى معروف است قرار دارد . اين ده و توابع آن در ميان چندين كوه واقع شده و محصول آن بادام ، انگور ، گردو ، گندم و جو و هواى آن سخت لطيف مىباشد . همهچيز آن تازه است ، خانههاى گلى ، مسجدى و قلعهاى و مدرسهء تازهساز و بهطور كلى بجز يكى دو ساختمان كوچك ، همهء ديه برآورده شده است از خشت و گل و بر سر ديوارها خارها انبوه ،
--> ( 1 ) - ن . ك . به : كتاب فارسنامه از ابن بلخى ، ص 121 . ( 2 ) - ن . ك . به : المسالك و الممالك ابن خردادبه ، ص 51 .