محمد مهريار
498
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
سرخان نام قبيله و « سرخ » معادل « سهر » مطلوب نظر ايرانى است . هم « سرخ » را نام ديه قرار مىدهد و هم همانند آن را چون « لال » ( معادل لعل ) و چنان كه در نام لاله به معنى سرخ ، لعلفام . بنابراين سهراب باستانى « سرخاب » نام داشته و گذشته از او نام پهلوانان و ناموران ديگرى هم بوده است ، هم به اسم سهراب و هم به اسم سرخاب . با واژهء « سرخ » ، « سرخاب » و تركيبات ديگر آن قريب به صد و پنجاه محل در اطراف ايران نامبردار گشته است . از آن جمله سرخ ( اسفراين ) . سرخاب ( بيرجند ، اردبيل ، كرج ، گنبد كاووس ) . سرخآباد ( اردستان ، اصفهان ، ورامين و غيره ) و سرخده ( زابل ، سارى ) و سرخه ( تبريز ، دزفول ، سمنان ) و همهء اينها نشان علاقهاى است كه هم نسبت به كلمه و هم نسبت به معناى آن داشتهاند . سهرويه Sohruye ( h ) اين ديه نيز در عداد ديههاى دهستان زواره از شهرستان اردستان به حساب آمده است . از ديه سهر اندكى بزرگتر است و برحسب آمار همان سال 35 نفر جمعيت داشته است . « 1 » لازم نيست در تركيب آن پر دور برويم ، همهء آنچه در مورد سهر گفتيم در اين مورد نيز وجود دارد منتهى تقطيع آن به اين صورت است : « سهر + اويه » . جزء اول « سهر » همان سرخ است و جزء دوم « اويه » ، خود مركب از دو جزء است يكى « او » ( OW ) ( كه در اوستايى به همين تلفظ به معناى آب است و در اطراف ايران و در روستاها هنوز هم به همين معنا و تلفظ رايج است ) و جزء اخير آن « ها » علامت نسبت است و روى هم سهرويه ، يعنى « سرخابه » . در عينحال تواند باشد كه « اويه » پسوند نسبت پنداشته شود يعنى منسوب به سرخ . سهلوان Sahlav n سهلوان ديه معتبر و بزرگى است كه برحسب تقسيمات سابق آن را جزء دهستان گركن به حساب آوردهاند . ديهى است بسيار معتبر ، بزرگ و پرجمعيت . در سال 1345 سال آمارى ما ، 1064 نفر جمعيت داشته است و اينك در حال حاضر چون شكوفايى اقتصادى آن
--> ( 1 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 10 .