محمد مهريار

490

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

از لحاظ اقتصادى اين ناحيه روىهم‌رفته زياد بد نيست و از نظر دامدارى و صنعت قاليبافى كم‌وبيش مهم شمرده مىشود ، ولى اساسا جوشقان با همهء قدمتش امكانات ترقى بسيار ندارد و قلت آب عامل اصلى عقب‌ماندگى اين محل است . جوشقان معادل « كوشكان » به حكم داشتن ديه‌هايى با نامهاى كهن نشان‌دهندهء اين است كه سابقهء تمدن بسيار دارد ، ولى كم‌جمعيت و قنات آب ، و سرانجام ضعف بنيهء اقتصادى مسأله‌اى است كه به مقدار آب و كيفيات معيشت و آب و هوا و اين‌گونه مسائل بستگى طبيعى دارد . بنابراين آيندهء شكوفايى نمىتوان براى اين دهستان پيش‌بينى كرد . زبان جوشقانى هم مثل ساير زبانهاى ديگر رو به زوال و انحطاط است و بجز تحقيقات مختصرى كه خانم لمبتون در اين زبان به عمل آورده تحقيقات ديگرى نشده است و جا دارد كه مورد توجه قرار گيرد . ديه سوزن ما هم كوچك است مثل خود سر سوزن . يعنى در سال 1345 ( سال آمارى ما ) در آنجا 7 نفر جمعيت با يك خانوار بيشتر سكونت نداشته‌اند « 1 » ولى همان‌طور كه مكرر گفته‌ايم ، نام شكوهمند ديه با قلت و كثرت جمعيت ممكن است تناسبى نداشته باشد . ببينيم سوزن يعنى چه ؟ واژه‌شناسى : يادآورى اين نكته در اينجا بىمورد نيست كه اساسا در زبان فارسى حاضر به اشتقاق لغات كمتر پرداخته‌اند و كارى را كه ما اينجا در مورد تحقيقات نامها انجام مىدهيم ، خود يك بحث اشتقاق است و بايد اساسا مورد توجه قرار گيرد و ما هم نمىتوانيم از سطح دايرهء كار خودمان خارج شده و زياد به آن توجه كنيم . در مورد سوزن مىبينيم كه واژه از دو جزء تركيب يافته ، « سو » به معناى نور و روشنى همان واژه‌اى است كه از واژهء « سئوك » ( Saoka ) پارسى باستان آمده و ما امروز با استعمال مشتقات آن آشنا هستيم . مثل سوى چشم يعنى نور چشم چنان كه گفته مىشود كه سوى چشمم فى المثل كم شده و يا خوب است و يكى ديگر از معانى آن نور است و در مورد چراغ كم‌سو و يا كورسو اصطلاح معمولى است . در اين واژه سوسوزدن يعنى چشمك زدن چراغ و در هر صورت در اين معنا جاى شك و ترديد نيست كه « سو » به معناى روشنايى است و اما جزء دوم آن « زن » همان واژه‌اى است كه مكرر امثال آن را داشته‌ايم از ريشهء « جن » و « زن » و « چين » و

--> ( 1 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ضمن نام ديه‌هاى دهستان جوشقان .