محمد مهريار
467
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
اردستان و به عناوين متعدد در ديههاى آن گفتوگو شده است . اجمال آنكه اين ناحيه از نواحى قديم تمدن ايران بوده است . تاريخنويسان اردستانى كوشش كردهاند اين محل را با خسرو انوشيروان دادگر بستگى دهند ؛ حتى گفتهاند كه خسرو انوشيروان در اردستان تربيت يافته و بالنده شده است . « 1 » با مشكوك بودن اين معنا باز هم در قدمت ناحيه شكى نيست ، فقط وجود زبانهاى بسيار همچون نطنزى ، اردستانى ، فريزندى ، يارندى ، ابو زيدآبادى ، ابيانهاى ، ابيازنى و غيره همهء اينها شواهد آشكارى بر سابقهء تمدن ناحيه است ، نام بسيارى از ديهها نيز كه همه قديم است دليل بارز ديگرى بر اين قدمت است . چون در اينباره گفتوگو بسيار شده . به توضيح معناى آن مىپردازيم . واژهشناسى : نبايد تصور كرد كه در تقطيع اين واژه با لغت عربى « سرج » و « سراج » به معناى زين و نور بستگى وجود دارد . اين واژه يك واژهء درست ، صحيح و دلاويز فارسى است و در تقطيع به سه جزء « سر + ج + هن » تركيب مىيابد . جزء اول « سر » همان واژهء فارسى است كه به معناى ابتدا و آغاز هم مىآيد و اشهر موارد استعمال آن در « سراب » و « سرزمين » و « سركوه » و غيره است و در اين صورت به معناى محل و ابتداى محل و يا بالاى محل و امثال اينهاست و امكنهء بسيار در ايران با اين واژهء « سر » به همين معنا نامبردار مىباشد . مثل سراب ( بيرجند ، خرمآباد ، زنجان ، قوچان و غيره و غيره ) و سرابگر ( خرمآباد ) ، سرابتجر ( ملاير ) و سرابسوره ( قروه ) و غيره و غيره و اما جزء دوم « ج » كه مكسور و يا مفتوح به گوش مىرسد همان تصحيف يافتهء كلمهء « زه » است كه « ز » مكسور به گوش مىرسد و حرف « ز » به « ج » ، « س » ، « چ » و « ك » تبديل مىشود و در بسيارى از اماكن فارسى در اطراف كشور ديده مىشود . مثل كهچه ( كه كوچك ) ( شوشتر ) ، جهر ( لار ) ، جهراز و جهراب ( بروجن ) ، جهرم ( ممسنى ) و جهق بالا و پايين معادل « جهك » معادل كهك ( نطنز و كاشان ) ، جهمان ( بروجن ) و بسيارى ديگر . كه در همهء اينها واژهء « كه » به معناى قنات آشكار است و جزء سوم آن « هن » معادل « خن » به معناى خانه است . « 2 » بههرصورت آشكار است كه تركيب واژه جز اين نمىتواند باشد و روى هم رفته معنى
--> ( 1 ) - ن . ك . به : رفيعى مهرآبادى ، آتشكدهء اردستان در تاريخ اردستان . ( 2 ) - ن . ك . به : عنوان هنجن و بسيارى عناوين مشابه در همين فرهنگ .