محمد مهريار
24
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
جمعيت آن حدود 300 نفر برآورد شده است . « 1 » آبادچى در اواسط دههء چهل شمسى به علت اينكه در محل آبگير سد زايندهرود قرار مىگرفت به چند كيلومتر بالاتر منتقل شد و سد زايندهرود در حال حاضر در مقابل آن بنا شده است . با همهء اينها نام آن بزرگ و بلند است . واژهشناسى : آبادچى مركب شده از آب و آبادى و جزء دوم واژه يعنى « چى » در لهجهء متداول اصفهان علامت تصغير است . آبادسليمان - آباد آببخشان - آببخشى آببخشى bbax S i گفتهايم كه كلمهء « آب » در زبان فارسى جلالت و حشمت و مقام خاصى داشته است كه شايد از اين حيث در همهء زبانهاى دنيا بىمثل و مانند باشد و علت آن و يا يكى از علل آن اين است كه تهيه و تدارك آب نخستين علاقه و كوشش و جوشش قلبى مردم ايران بوده است . آب و آبادانى و حيات به هم پيوسته است و نشان روشنى از اين پيوستگى را در كلمههاى « آبادى » به معناى ديه ، « آبادى » به معناى عمران ، و نيز « آباد » و « آبادان » به معناى عمران مىبينيم . يعنى آب و آبادى همراه است . ايرانيان اين خصوصيت را در همهء مظاهر حيات خود گذشته از محل سكونت منعكس كردهاند و در زبان فارسى به معناى بسيار دقيق و لطيفى به كار برده شده است كه باز هم نشانى از همين علاقهء روحى مردم به آب بوده است . اگر بايد مثالهايى بياوريم كافى است به واژههاى آبگهر ، آبتيغ ، آبفولاد و يا گوهر آبدار ، تيغ آبدار ، فولاد آبدار و همچنين آبپيكان و آبرو و آبرخ و آبروشن نظر اندازيم . اين امثال نظاير تعبيرات بسيار در زبان فارسى دارد كه سخت زبان را غنى و فاخر
--> ( 1 ) - آمار آن در سال 1375 به 93 خانوار و 437 نفر افزايش يافته است .