محمد مهريار
440
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
همهء زمين و درخت و كشت ، در زير آسمان رخشان و آفتاب سوزان مىدرخشد و مىسوزد . اگر ديه بزرگتر باشد قلعهاى و حصارى هم دارد و گرنه كه به جاى منازل مسكونى بايد چند اتاق و آهنگ « 1 » خشتى محكم با ايوانهاى رو به جنوب را در نظر آورد ، اين است وضع معمولى اين ديهها . از خود عقدا كه رو به مشرق برويم هرچه ديه ببينيم ، چه در دهستان حومهء بافق و چه در دهستان حومهء پيشكوه و رباطات و مهريز و عقدا و غيره و همه و همه به اينگونه است . احيانا ديه جمعيتى حدود 100 نفر كمى بيشتر و يا كمتر دارد و اغلب همه كمجمعيت است و همه در آن صورتى كه كشيديم براى خود جايى دارند ، ولى چنان كه در موارد ديگر هم گفتهايم ديههاى اين نواحى به حكم نامهاى دلاويزى كه دارند قدمت خود را فرياد مىكنند . ديه موردنظر ما نيز از همينگونه است و بدون اينكه لازم باشد در اينباره توضيح بيشترى بياوريم سخن را كوتاه مىكنيم و به جستوجوى نام آن مىپردازيم . واژهشناسى : فورا و بدون معطلى مىتوان تشخيص داد كه اين واژه از سه جزء « ز » معادل « زه + آو + ه » تركيب شده است . جزء اول را مكرر ديدهايم ، همان واژهء « زه » به معناى آبى است كه از زمين مىتراود . به تعبير امروز « زه » همان زهاب است و « آو » همان واژهاى است كه گفتهايم از تلفظ ديگر آب « او » مىآيد و « ه » آخر پسوند نسبت است . بنابراين زاوه معادل است با « زهاوه » يعنى « زهابه » . همينجا بگوييم كه در نامگذارى ديهها و امكنهء ايران زياد به اين نام برمىخوريم . بهخاطر بياوريم زهاب كه امروز بيشتر به نام سرپلزهاب ناميده مىشود و به صورتهاى زاوله ، زاويان ( مهاباد ) و زاويه ( اهر ، جيرفت ، مراغه ، مرند ) و بسيارى ديگر در فهرست نام امكنهء ايران با آنها مواجه مىشويم ؛ البته زاويه ربطى به زاويهء عربى ندارد و تغيير شكل يافتهء ديگرى از زاوه و زهاوه ( زهابه ) است . زايندهرود Z yande ( h ) rud تا امروز اين رودخانه كه اينك ( 1380 ) خشك شده يا رو به خشكى مىرود زايندهرود ناميده مىشده و برخى آن را زرينهرود مىناميدند . در نزد ما همواره آن را زايندهرود ناميدهاند . ياقوت در قرن هفتم آن را زندرود مىخواند و در وصف آن چنين مىگويد : « زندروذ : به فتح
--> ( 1 ) - آهنگ : محلى محصور براى نگهدارى احشام