محمد مهريار
438
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
هست . « زاينده » از همان ريشهء معادل « زاى » ، فعل امر زاييدن است و « زاى » و « زاينده » از يك ريشه است منتهى در ديه به صورت « زاى » و « زا » و در رودخانه به صورت « زاينده » ، هر دو صفت مقدم بر موصوف ، به كار گرفته شده است . اين توضيح را هم بياوريم كه با صورت زازران در اطراف ايران هيچ كجا محلى نامبردار نيست ، جز در ناحيهء كرمانشاهان كه دو ديه زازرم بالا و پايين داريم و اين نام خود از اسامى بسيار كهن و جالب توجه است كه اگرچه از حدود بحث ما خارج است ولى به آن خواهيم پرداخت « زاززم و سميرم و جهرم » و امثال اينها ) درخور بحث و تحقيق بسيارند ، باشد تا به آنها برسيم . زانيان Z ni n زانيان پايين ( كذا فى فرهنگ آباديها و مكانهاى مذهبى كشور ) ديهى بزرگ است در دهستان لار از شهرستان شهركرد ، افتاده بر غرب جنوبى اصفهان . زانيان همواره ديه بزرگ و آبادى بوده است و بر سر راه شهركرد به سامان همواره آباد مانده و آبادتر شده است . جمعيت آن را 1094 نفر برآورد كردهاند . « 1 » محصولات آن را هم غلات و سيبزمينى و شغل اهالى را زراعت و زنان ديه را با شغل صنايع دستى و جاجيم بافى معرفى مىكنند . بههرصورت در اين ديه بزرگ اثر تاريخى به چشم نيامد و اكثر اهالى كه اجمالا با آنها گفتوگو شد چيزى از سابقهء تاريخى آن نمىگفتند . ديههاى لار به علت كثرت بارندگى و خار سر ديوارها منظرهء دلاويزى ندارد ، شهرگرايى در آنجا رخنه كرده و اينسو و آنسو ديوارهاى آجرى و درهاى آهنى ديده مىشود و بجز آن جلوهء بهترى از ديه نمىتوان يافت . هرچه از زانيان هست از گذشته و تاريخ و حشمت و شكوه در نام آن است و گفتيم كه مردم از نام ديه خود بىخبر نيستند . اين جمله بد نيست بهعنوان فكاهى نوشته شود كه من روزى از مردى معروف به دانش و اطلاع پرسيدم : « زانيان يعنى چه ؟ » پوزخندى زد و گفت : « اينكه پيداست . زانى يعنى زناكار و زانيان جمع آن است يعنى زناكاران » و اين را جدى مىگفت نه شوخى . گفتم : « چه دليلى دارد كه نام محل را زناكاران بگذارند مگر مىشود ؟ » خندهاى كرد و ديگر سكوت . غرض از آوردن اين سخن خام فكاهى اين بود كه گفته شود مردم چقدر از سابقه و
--> ( 1 ) - ن . ك . به : فرهنگ جغرافيايى اصفهان ، ج 10 به نقل از لغتنامه ذيل اين عنوان .