محمد مهريار
415
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
همان علامت كثرت و نسبت است و همه بر روى هم مىشود محلى كه انبار غله است يا جاى آن دارد كه انبار غله محسوب شود . رامشه R m S e ( h ) ديهى بزرگ است كه آن را در عداد ديههاى جرقويه بالا به حساب آوردهاند . اين ديه برحسب آمار سال 1345 ، 1720 نفر جمعيت داشته است و در عداد ديههاى ديگر اين دهستان از جمله دستگرد و حسنآباد و كمالآباد ديه بزرگى بهشمار مىآيد . « 1 » راجع به جرقويه ما از اين پيش در موارد مناسب گفتوگو كردهايم و گفتهايم كه كلمهء جرقويه در واقع همان واژهء كهن است كه در تاريخ سيستان بهعنوان آتشكدهء گركويه از آن ياد شده است . اين روستا برحسب داشتن ديههايى با نامهاى كهن ، و خود كلمهء جرقويه و همچنين كيفيت معيشت و نوع ساختمانهاى خشتى محكم و زيبا و از همه بالاتر لهجهء خاصى كه در اين حدود ( جرقويه ، رودشت ، كوهپايه ) به وسعت بسيار زياد رواج دارد همه و همه نشان قدمت و سابقهء كهن اين نواحى و ديههاى آن است . اگرچه سابقا هم تذكر دادهايم اين دهستان اعم از بالا و پايين يعنى جرقويه بالا و جرقويه پايين هر دو با آب قنات مشروب مىشد و من خود در جوانى برخى نواحى آن را ديده بودم كه قناتهاى بسيار معتبر و پرآب داشت ؛ ولى در سنوات اخير آب اين نواحى كم شده و قناتهاى آنها خشكيده است ، آن چنان كه بعضى ديهها ديگر بهكلى از حيّز انتفاع ساقط شده است و اين مسأله در هر دو قسمت عليا و سفلى رايج است ؛ چنان كه قنات معتبر سيان از ديههاى اين محل ، كه فكر مىكردند وابسته به امامزاده است و از كنار يك امامزاده عبور مىكرد و حالتى معجزهآسا داشت ، امروز خشك است . اين روستا در كشت پنبه و ترياك شهره بود و هر دو از بين رفته است . صنايعى هم داشتند از جمله بافت چادرشبهاى خوب و گونهگون پارچهها كه از حسن شهرت كافى برخوردار بود . امروز اين همه همراه با آب آن ديهها بر باد شده و اثرى از آنها پيدا نيست . شهرى شدن هم در اين نواحى راه يافته و اگر چيزى از گذشته هم در ديههاى بزرگ آن مانده باشد ، مىبينى كه به شهرى شدن گرايش
--> ( 1 ) - در سال 1375 جمعيت رامشه به 2584 نفر رسيده است .