محمد مهريار

410

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

جمله است ديوباد ، ديوجامه ، ديوخار و ديوسپست ( يك نوع يونجه ) و امثال اينها . آنچه به نظر ما مهم مىآيد ناميده شدن ديهى به نام ديو است و اين خود دليل قدمت محل و سوابق كهن ملى و تاريخى است كه علايق و دلايل بسيار زياد بر روى هم جمع شده و بسيارى از آنها بر ما پوشيده است و نام محل واقع شده است . وجود « واژهء » ديو در بعضى از كلمات احتمالا نشان قدمت آن به قبل از رونق دين زردشتى است . اتفاقا بر خلاف نام بزرگ خود اين ديه بسيار كوچك است و جمعيت آن در سال 1345 فقط 2 نفر بوده است . در جاى ديگر گفته‌ايم كه همهء ديه‌هاى دهستان رباطات شهرستان يزد اكثرا كوچك است و اين ديه نيز از آنها مستثنى نيست . اگر در سال 1345 اين ديه دو نفر جمعيت داشته است اكنون هم من شك دارم كه جمعيت آن اگر از محل نگريخته باشند زياد شده باشد . چون‌كه گفته‌ايم ديه‌هاى دهستان يزد همه محكوم به تقليل جمعيت و خرابى و آسمان‌زدگى مىباشند . به‌هرحال ديو ما نيز همين حقارت را دارد اگرچه از اين پيش بزرگ بوده و بزرگتر از آن را نمىشده است تصور نمود . ما هم به همين اندازه قناعت كرده و از آن در مىگذريم . اين نكته را هم تذكر دهيم كه در اطراف ايران به حكم اينكه اين واژه در فرهنگ كهن ايرانى محل بزرگى داشته است ، امكنهء بسيارى با نام ديو نامبردار شده‌اند با فحص اجمالى متوجه شدم كه بيش از 50 محل در اطراف مملكت به اين نام معروف است از آن جمله ديوند ( جيرفت ) ، ديوكن ( خمين ) ، ديوكلا ( بابل ، علىآباد ) ، ديوخانى ( رودبار ) ، ديواندره و غيره و غيره .