محمد مهريار

405

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

است كه دامان سخن را درهم مىپيچيم و به تحقيق دربارهء نام بزرگ اين ديه مىپردازيم . واژه‌شناسى : با دقت در خود واژهء « ديزى » مىتوان اين واژه را به دو جزء تقسيم كرد يكى « دى » و ديگرى « زى » جزء اول « دى » از همان واژهء « ده » آمده است . بايد دانست كه صورت قديمىتر « ده » در متون فارسى قرن 4 تا 6 اكثر به صورت « ديه » آمده است . كسرهء حرف اول « ده » نيز نشان اين صورت قديمىتر و صحيح‌تر واژه يعنى « ديه » است . در حال حاضر نيز « ديه » را به صورت فصيح‌تر « ده » به كار مىبريم . اما كلمهء « ديه » از همان كلمهء « دهيو » فارسى باستان آمده است . در سنگ‌نوشتهء داريوش به دو واژهء « بوم » و « دهيو » برمىخوريم . داريوش از واژهء « بوم » زمين را اراده مىكرده است ، چنان كه مىگويد سپاس اهورامزدا كه اين بوم را آفريد . امروز ما « بوم » را به معناى سرزمين ، خاك و بيشتر به صورت تابع مرزوبوم يعنى مملكت اراده مىكنيم . داريوش كلمهء « دهيو » را به جاى كشور استعمال كرده است . در عرف طوايف آريايى « دهيو » به معناى استقرارگاه آريايى به كار رفته است و « دهيوپت » با مسامحهء اجمالى همان كدخداست . بنابراين تطور « ديه » به « دى » آسان صورت گرفته ، امروز هم در تداول عامه ( بيشتر روستايى ) ديه را « دى » تلفظ مىكنند . شك نبايد داشت كه « دى » يعنى جزء اول « ديزى » همان ديه است . اما « زى » از ريشه و مادهء زيستن است و ما مكرر در طى سطور اين فرهنگ برخورديم كه نام « زى » و صورتهاى ديگر آن « ژى - جى - چى » در نام ديه‌ها آمده است . بنابراين ديزى يعنى « ده‌زى » و با توضيح ديگر مىگويم « ده‌زى » يعنى زيستگاه انسان در ديه و اگر به‌خاطر آوريم چنان كه مكرر گفته‌ايم كه طوايف آريايى با عرق جبين و كد يمين اين بيابانهاى خشك را كه در اول قابل زيست نبوده به زيستگاهى كم يا زياد ، بزرگ و كوچك با تهيه آب از زمين آباد كرده بودند ، بنابراين زيستگاه آنها كه در ديه واقع شده بود مىشد « ده‌زى - ديهزى » معادل ديزى و در اين‌باره هيچ شكى وجود ندارد . در پايان اين بحث اين نكته را اضافه كنم كه همين طوايف آريايى كه در اطراف ايران پخش شده‌اند و زيستگاه خود را ديز ( خلخال ) ، ديزآباد ( گناباد ) ، ديزان ( قزوين ) ، ديزين ( چابهار ، لاهيجان ) ، ديزج ( اروميه ، تبريز ، تفرش ، زنجان ، قروه و ديرين ( تهران ) غيره و غيره ) ناميده‌اند و همه نشان اين است كه آرياييان زيستگاه دهستانى خود را به صور مختلف « ديز » يا « ديزى » معادل زيستگاه دهستانى به كار مىبردند و به همين جهت است كه اين واژه در سرتاسر