محمد مهريار
395
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
باغوردان ، موركان ، نوگوران ، بيستگان كه در تمام آنها توضيح داده شده است كه در كنار رودخانه آنجا كه آب آسانياب هميشگى وجود دارد . زمين براى زراعت كم است ولى كشاورزان زحمتكش اين نواحى در خم و پيچهاى رودخانه ، تكه زمينهايى را آباد كرده و به كشت برنج اختصاص دادهاند و در تپهها و بلنديهاى نزديك با درخت مو و بادام و اشجار ديگر از پلكله به بالا ، رو به باختر ، ديههاى بزرگ و كوچك خوب به وجود آوردهاند . « 1 » آنچه براى ما در اين كتاب مورد توجه است نام آن است . واژهشناسى : دورك از دو جزء « دور + ك » تركيب يافته است و واژهء « دور » به معناى بعيد و « كاف » تصغير در مورد اسامى محلها به هيچ نحو مفيد معنا نيست . ولى در اين واژه ابدالى واقع شده كه كليد حل معما را بهدست مىدهد . مىدانيم كه حرف « ت » اكثر به « د » تبديل مىشود و دورك فى الواقع همان تورك است و « تور » منسوب به همان اقوام تورانى است كه برحسب حماسههاى كهن باستانى با ايرانيان در جنگ و ستيز بودهاند و برحسب همان روايات از نژاد تور برادر سلم و ايرج فرزندان فريدون مىباشند . بههرحالت تور و توران و تورانى منسوب به همان نژاد تورانى هستند كه با اقوام آريايى به اين نواحى كوچ كردهاند و وجود اين نام نشان بزرگى براى قدمت تمدن در اين نواحى است . در سرتاسر ايران مشابهات بسيار داريم و هم به صورت اصلى « تور » در اطراف كشور ديده مىشود . همچون توران ( اردستان ، بندرعباس ، جيرفت ، گرگان ) و به صورت تركيباتى به صورت تورانپشت ( تفت ) ، تورانسرا ( رشت ) ، تورانكلا ( نور ) و به صورت تورج كه همان دورك است ( ميناب ) ، تورجان ( معادل دوركان ) و باز تورك معادل دورك ( بيرجند ، مسجدسليمان ) ، تورگان ( آبادان ) و بسيارى ديگر كه همه نسبت امكنه را با تور و تورانى مسلم مىدارند و باز به صورت تورك و دور بسيارى از امكنه در اطراف ايران نامبردار است چون دور معادل تور ( بندرعباس ، چاهبهار ) ، دوراب معادل توراب ( اهواز ، بهشهر ، كهگيلويه ) و به صورت دوران معادل توران ( زنجان ، ميانه ) و به صورت دورك ( بروجرد ، بروجن ، دزفول ، شهركرد ، فريدن ، لنجان ) كهگيلويه و بسيارى ديگر و همه نشان اين است كه اقوام تورانى و ايرانى در همان روزگاران كهن در اين نواحى سكونت كرده و نام خود را به اين نواحى بخشيدهاند .
--> ( 1 ) - ن . ك . به : نامواژهء اوره در همين فرهنگ .