محمد مهريار
391
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
اطراف ايران صدها ديه و محل را مىبينيم كه با كلمهء « دل » و صفات « دل » نامبردار هستند براى نمونه دل ( خوى ، مريوان ) ، دلآباد ( بيرجند ) ، دلارام ( تربت ) ، دلآسا ( آمل ) ، دلبر ( خرمآباد ، سبزوار ، كرمان ) ، دلبران ( قروه ، مشهد ) ، دلبهار ( مهاباد ) ، دلگان ( ايرانشهر ، چابهار ) ، دلگشا ( شيراز ، نايين ) و با كلمهء دلى ( كهگيلويه ، مسجدسليمان ) ، دلىآباد ( بروجرد دو محل ) ، دليج ( بويراحمد سه محل ) ، دلبر و دلبرى ( سبزوار ) ، دليجه ( گرگان ) و غيره و غيره . « 1 » از دقت در نامهايى كه گذشت خوانندهء عزيز من توجه داشته است كه دو گونه نامگذارى از ريشهء « دل » داريم دستهاى مستقيما از « دل » آمده است چون خود دل ( خوى ، مريوان ) ، دلچه ( رشت ) ، دلده ( اروميه ) و دلك ( سنندج ) و انواع دلبر و دلبران و دلگشا و غير از آنها كه در بالا به ذكر آمد و از اين دسته نامها آمده است دلگان ( مهاباد ، ايرانشهر 3 محل و چاهبهار دو محل و غيره ) . در اينجا دلگان با اجزاى « دل + گان » معادل « ان » معادل « جان » تجزيه مىشود و معنى آن آشكار است . دستهاى ديگر از « دلى » گرفته شده است : خود از همين واژه گرفته شده . دليجه ( گرگان ) ، دليك ( كهگيلويه ، مراغه ، مغان ، مهاباد و غيره ) و دليگان ( اصفهان و برخوار ) كه ما در صدد واژهشناسى آن هستيم و دليجان ( رودسر ، لاهيجان ، هشتپر ، محلات و چندين محل ديگر ) در واژهشناسى اين نامها مىبينيم كه از « دلى + جان » معادل « گان » تركيب شده است و البته « گان » و « جان » هر دو صورت از يك اصل مىباشند و معنى آن آشكار است . ناگفته نگذاريم كه دليجان محلات همان است كه در ميان راه اصفهان به تهران است و زبان مخصوص راجى در آن تكلم مىشود كه از دامنهء بحث ما بيرون است . دنارت Den rt دنارت ديهى است با جمعيتى برابر 143 كه آن را در عداد ديههاى كراج ( كرارج ) شهرستان اصفهان به حساب آوردهاند . « 2 » دنارت در كنار رودخانهء زايندهرود و در جنوب جادهء اصفهان به براآن و رويدشت واقع شده است . بسيار باصفا و خرم و در محيطى بسيار دلاويز و سرسبز قرار دارد . آنچه بر چهرهء اين
--> ( 1 ) - ن . ك . به : فرهنگ آ . م . م . ص 248 و 249 و 250 . ( 2 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 37 و 38 . در سال 1375 جمعيت دنارت را 670 نفر برآورد كردهاند .