محمد مهريار
385
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
است با آبى كمى بيشتر . هر دو ديه ضعيف و حقير و ما دربارهء جامعهشناسى بلوك مشكنان زير عنوان خود آن صحبت كردهايم و باز هم وقتىكه به واژهء مشكنان برسيم توضيحات بيشترى خواهيم آورد . واژهشناسى : اينجا فقط مىگوييم كه واژهء دستكن و دستگرد همه نشان اين است كه ديههاى ايران و نامگذارى آنها حاوى چيزى از كيفيت و آغاز آبادانى آنهاست . نامگذار ايرانى با واژهء دستكن و دستگرد مىخواهد باز گويد كه اين قنات را دست كنده و آن ديه را دست آباد كرده و پديد آورده است ، تا نشانى باشد از آغاز و يادى از آغازگر آن و اين خصوصيت در صدها نقطهء ايران ديده مىشود كه همه با واژهء « دست » آمده است و اگر ما بخواهيم در اينجا تفصيل بيشتر در اينباره بياوريم سخن به درازا مىكشد . همينقدر بگوييم كه نشان دست و كوشش و رنج ايرانى با اين واژه در اطراف ايران هويداست . دستجان ( تفرش ) ، دستجرد ( همدان ، مشهد ، نيشابور و غيره و غيره ) ، دستنا ( اصفهان ، شهركرد ) ، دستوار ( ايلام ) و غيره و غيره . دستگرد Dastgerd دستگرد كه بعدها به صورت دستجرد و دستگرده تصحيف و تغيير شكل يافته است در سرتاسر ايران شياع كلى دارد و خود يكى از آن نامهاى دلاويز كهن است كه بر روى امكنه نهاده شده است . تا آنجا كه اجمالا تحقيق كردهام قرب حدود 100 محل به اين اسم در اطراف ايران نامبردار مىباشد . اگر بخواهيم نمونهاى بياوريم دستگرد ( اصفهان ، بروجرد ، بيرجند ، تهران ، سبزوار ، جيرفت و غيره و غيره ) و به صورت دستجرد ( اردستان ، اسفراين ، تفرش ، ساوه و غيره و غيره ) ديده مىشود . واژهشناسى : برخى تصور كردهاند كه جزء دوم اين كلمه « گرد » با « گراد » روسى به معنى شهر ارتباط دارد . اين واژه از ريشهء فارسى باستان « كرت » به معناى ساخته و پرداخته آمده است و ما در شاهنامه مىبينيم كه شهر زيبايى كه سياوش بنا نهاد و طرق و شوارع گشاده و مستقيم و فضاهاى باز و معابد و كوشكها و خانهها و خلاصه همهچيز را به جاى خود و در محل مناسب بنا كرد و شهرى آرمانى پديد آورد كه از پيش نقشهء آن مرتب و منظم كشيده بود آن را سياوشگرد ناميد ، يعنى شهر سياوش و مستفاد آن با واژهء كردن يا ساخته و پرداخته كه