محمد مهريار
16
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
يابد ، در تسميهء محل دخالت تام پيدا مىكند . 9 - تركيب واژهاى عربى يا تركى با واژهء ديگر فارسى نشان اين است كه سابقهء باستانى ندارد ، بعد از نفوذ عرب و تسلط تركها پيدا شده است . 10 - تلفظ رايج محل مىتواند كليدى براى حل مشكل وجه تسميه باشد لذا بايد بر آن تكيه كرد . 11 - ملاحظات و قواعدى كه در تطور لغات زبان پارسى وجود دارد و در تبديل آنها به يكديگر در كار است ، در مورد اسامى محلها كاملا صادق است و بايد با توجه به آن قواعد نام محل را بررسى كرد و وجه تسميهء آن را بهدست آورد . 12 - اطلاق نام ساكنان محل به محل از باب اطلاق نام حال به محل بسيار رايج است و بايد مورد توجه باشد . قواعد بالا كه بهطور فهرست اعداد شد همه در پيشگفتار مورد بحث قرار گرفته و توضيح داده شده است . در مطاوى كتاب نيز به مناسبت دربارهء آنها توضيح كافى داده خواهد شد . دستهبندى قواعد از توضيحاتى كه در بالا داده شد قواعد و قوانين زير استنباط مىشود : 1 - هيچوقت نياكان ما ( براى اينكه اين عناوين بسيار قديمى است و به روزگار مهاجرت آرياييان مىرسد ) نام زشت و ناپسند بر روى زيستگاه خود نمىنهاده است . 2 - هيچوقت آريايى نام بىمعنا و مهمل بر روى آبادكردهء خود نمىنهاده است و به ناچار تمام نامواژهها معنى دارد منتهى مىتواند باشد كه بعضى از آنها آنقدر كهنه شده كه درك معناى آن در حال حاضر براى ما ناممكن و يا دشوار باشد ، ولى نه بىمعنى است و نه مهمل . 3 - در اين نامواژهها قلب ، حذف ، دگرگونى ( تبديل ) ، تخفيف يا تبديل تلفظ ، جابهجايى ، تصحيف و گاه تغيير شكل رخ داده است و براى حل آنچه امروز به شكل معما دشوار مىنمايد بايد كوشش كرد تا با توجه به اين تحولات به اصل زبان بنياد ( اوستايى ، پارسى باستان يا گويش قديمى ) رسيد . 4 - نامگذارىها تحت تأثير فرهنگ و اسطورههاى كهن و مفاهيم دينى انجام گرفته است و در شناخت معناى آنها بايد به اين امور توجه داشت . 5 - وجوه تسميهء سنتى و جغرافيدانان قديم همه بىبنياد و نامربوط است و قابل اعتنا نيست .