محمد مهريار
362
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
دانستهاند و آن استاد به شيوه خود شرح مفصلى از كتب طبى نقل كرده و در خواص آن تأكيد بسيار دارند كه براى قوه باه مفيد است . « 1 » ولى براى خانلنجان چند سطرى از فرهنگ جغرافيايى آوردهاند كه نام ديهى است كه گندم و غلات از آن خيزد . گفتم كه ناصر خسرو از آن گذشته و در وصف آن آرد : « . . . و از آنجا به خانلنجان رسيديم و بر دروازهء شهر نام سلطان طغرل بيك نوشته ديدم و از آنجا به شهر اصفهان هفت فرسنگ بود . مردم خانلنجان عظيم ايمن و آسوده بودند . هريك به كار و كدخدايى خود مشغول . » اين ديه گذشته از اينكه ام القراى لنجان بهشمار است و با قلعهء خولنجان كه به تصرف اسماعيله درآمد ، شهرت بسيار يافته است ، در وسط دو قسمت لنجان سفلى و عليا واقع شده است . توضيح اينكه لنجان به صورت اعم نيز به هردو قسمت اطلاق مىشود و مقصود از لنجان سفلى يعنى شمالىتر كه به اصفهان نزديكتر است و آن را در اصطلاح النجان مىخوانند و عليا به معنى آن قسمت كه در طول ساحل رودخانه به طرف غرب نزديك است ، لنجان عليا مىخوانند . در نشريه شمارهء 289 مركز آمار ايران ، خولنجان را در عداد ديههاى دهستان اشيان به حساب آوردهاند ، در حالىكه شايد حقا جزء اين بلوك نباشد ، بههرحال برحسب آن نشريه در سال 1345 جمعيت آن 1468 نفر بوده است . « 2 » از لحاظ جغرافيايى اين ديه بزرگ با ديه ديگرى به نام « لنج » ( به كسر اول و سكون دو حرف ديگر ) بسيار نزديك است . چندانكه گويى با نزديك بودن اين هردو به يكديگر به هم درآميختهاند . لنج هم ديه بزرگ ديگرى است كه برحسب همان نشريه در عداد ديههاى اشيان به حساب آمده و در سال 1345 جمعيت آن 1610 نفر بوده است و اگرچه اين دو ديه سخت به هم آميخته شدهاند ، باز از يكديگر جدا ذكر شدهاند و اين روش از قديم تا به حال ادامه داشته است . از لحاظ توسعه و زراعت و نوع معيشت اين ديه بهترين و بزرگترين ديههاى اين منطقه است ؛ اگرچه صنعتى ندارد ولى در عوض زراعت آن با زحمت و كوشش اهالى سخت
--> ( 1 ) - ن . ك . به : لغتنامه ذيل خولنجان . ( 2 ) - خولنجان در سرشمارى سال 1375 جزء دهستان گركن شمالى و شهرستان مباركه به حساب آمده و آمار آن را 3444 نفر نوشتهاند .