محمد مهريار
355
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
محل ، مكرر ياد كردهايم و خورزوق هم همهء اين خصوصيات را دارد . اگر به مردم نگاه كنيم ، مردمان سياهچهره ، پرطاقت و زحمتكش را مىبينيم كه با همان زبان كهن باهم در گفتوگو هستند و صحراهاى وسيع خود را عجالتا با همين آب كم كشت مىكنند ولى شهرىشدن و شهرگرايى آنها را فراگرفته است و از صنايع دستى كهن و كيفيات قديمى زندگانى آثار كمى باقى است ؛ باز هم ديوارهاى آجرى و سقفهايى با تيرآهن را مىبينيم كه بهعنوان علامت اين شهرگرايى گوشهبهگوشهء ده ، كه حالا ديگر خود را شهرك مىنامد ، پديدار شدهاند ولى هنوز هم از آن خانههاى خشت و گلى محكم و ديوارهاى پهن گلى آثارى به چشم مىخورد . واژهشناسى : بهتر است ما سخن دربارهء اين مسائل را كوتاه كنيم و به تحقيق دربارهء نام قشنگ و معمامانند اين ناحيه بپردازيم . اگر واژهء خورزوق را كه هميشه از ديرباز با « واو » نوشته مىشده « خور » ولى « خر با ضم اول » تلفظ مىشده تقطيع كنيم ، به دو جزء « خور + زوق » مىرسيم . با جزء اول آن « خور » آشناييم و در امثلهء متعدد به تضاعيف ديدهايم كه به معناى خورشيد است . چنان كه مقدم بر همين نام در واژهء خورجان ديديم و باز بايد بگوييم كه مثل خورجان كه آفتاب درخشان بر دشت وسيع مىتابيد و در زندگانى و همهچيز مردم مؤثر مىافتاد و بسيار مناسب بوده كه نام ديهى متأثر از خورشيد نامگذارى شود و يا نام آن با خورشيد ( خور ) آغاز گردد . اين مناسبت نهفقط در اين ناحيه بلكه ، چنان كه از اين پيش هم در موارد متعدد گفتهايم ، در سرتاسر ايران در صدها مورد وجود داشته و با همين نامگذارى ما برخورد مىكنيم . اما جزء دوم « زوق » يك واژهء كهن قديمى است كه اصل آن را تا به فارسى باستان و اوستايى مىتوانيم ريشهيابى كنيم و فورا بگوييم كه « زوق » معرب « سوك » است و ديدهايم كه حرف « سين » در لهجههاى مختلف با « ز » قابل تبديل بود چنان كه « سيان » « 1 » در اصل همان واژهء « زيان » بود و آن هم از ريشهء زيستن . تبديل شدن كلمهء « سوك » به « زوق » هم برحسب قوانين حاكم بر تطور زبان سخت رايج است كه « ك » به « ق » تبديل مىشود . چنان كه در واژهء « قهاب » معادل « كه آب » و كوهپايه همان « قهپايه » است . بنابراين « زوق » جزء دوم اين واژه همان « سوك » كهن فارسى است . اما « سوك » در صورت كهن به معناى نور و روشنايى است و اين همان واژهاى است كه تخفيف پيدا كرده و امروز
--> ( 1 ) - ن . ك . به : همين فرهنگ ذيل عنوان سيان .