محمد مهريار

329

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

ساكن است ، از دو حرف « م » و « ب » . در توضيح مسأله بايد گفت كه حافظ ابو نعيم عربىنويس است و واژه‌هاى اصلى را معرب مىكند و مىنويسد ، بنابراين « سنبلان » از « چمبلان » آمده نه اينكه « سنبلان » ، « چمبلان » شده باشد . بنابراين « سنبلان » را ابو نعيم از « چمبلان » گرفته و اصل آن « چمبلان » بوده است كه اينك چملان و چلمان خوانده مىشود . صورت « چم » خود از يك اصل قديم‌تر « چنب » معادل « كنب » مىآيد و تمام لغات فارسى حاضر « سم » ، « خم » ، « كم » از اوستايى « سنب » ، « خنب » و « كنب » آمده است پس اصل واژه به صورت « چنبلان » بوده و همين صورت آن در تعريب « سنبلان » ( به سكون « ن » و « ب » ) در آمده و چون اين صورت با عربى « سنبل » مناسب مىنموده است صورت « سنبل » ( به ضم اول و ثالث ) و « سنبلستان » در دهانها شياع پيدا كرده است . و اما خود كلمهء « چملان » معادل « چنبلان » از سه جزء « چنب + ل + ان » تركيب شده است . جزء اول « چنب » كه در فارسى حاضر بىمعناست ، خود اساسا از واژهء كهن‌تر « چنب » معادل « كنب » گرفته شده است . « 1 » و صورت اصلى كلمه در زبان بنياد « كنبلان » است . حرف « ل » هم در اين صورت نامواژه خود از حرف « ر » آمده است . بنابراين صورت اصلى كلمه « كنب + ر + ان » است . « كنب » و « كنب - كم » همان معناى چاه و قنات مىدهد و در توسعهء معنا به معناى نهر آب و حرف « ر » زينت است و جزء آخر « ان » علامت نسبت و كثرت است . بنابراين صورت صحيح اصلى كلمه چنان كه گفته شد ، « كنب + ران » است و اتفاقا هم به صورت اصلى آن چمبران ديهى داريم در نيشابور و هم‌ريشه‌هاى آن چمبرك ( مشهد ) ، چمبر ( مشهد ) ، چمبه ( اهواز ) و هم به صورت بعدى چمران كه تخفيف يافتهء چمبران است . نام مكانهاى چندى واقع شده از آن جمله چمران ( خوى ) و بسيارى ديگر با واژهء « چم » . بنابراين ريشهء اصلى « سنبلان » ( Sonblan ) درست معادل « چنبلان » ( Chonblan ) و آن هم از ريشهء « كمبران » ( Kombran ) كهن‌تر آمده است . نامواژه‌هاى چمبره ، كمره ، كمران ، خمين و همسان‌هاى اينها ديده شود . چم C ? am چم ديهى است نه چندان بزرگ و آن را در عداد ديه‌هاى دهستان پيشكوه يزد به حساب

--> ( 1 ) - ن . ك . به : واژهء چملان در همين فرهنگ .