محمد مهريار
316
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
به نظر مىرسد براساس فقه اللغه زبان فارسى كلمهء « گابى » و يا « گابيان » نمىتواند به جى تبديل شود و جى بايد در زبان كهن ريشهء خاصى داشته باشد . حقيقت اين است كه واژهء جى بىشك از واژهء « گى » آمده است و خود يك واژهء مستقل صحيح و با معنى است و نمىتوان گفت كه از كلمهء ديگرى آمده باشد . امروز جى دهستانى از بخش مركزى اصفهان است كه بسيار به شهر اصفهان نزديك مىباشد و همين مسأله ظنّ غالب بر اينكه جى اساسا نام ناحيت ( روستا ) بوده است نه شهر را تقويت مىكند . در اين بلوك گذشته از كلمهء جى ده ديگرى به نام جيران و باز ديه ديگرى به نام جىشير داريم كه بهموقع از آنها گفتوگو خواهيم كرد . در اطراف مملكت ايران ديهها و روستاهاى بسيار بهصورت جى و يا تركيباتى از آن وجود دارد . از جمله جى كه ديهى است بزرگ در حوالى شهر كرج و در سرتاسر كشور به انواع مختلف از جى كلماتى مثل جيان و امثال اينها وجود دارد كه جزء جى در آن آشكار است . اولا كلمهء جيران را اگر براساس تطوّر لغات و ترتيبى كه در نامگذارى ديهها و روستاها داريم تقطيع كنيم درست به واژهء جى مىرسيم . جيران معادل « جى + ر + ان » و « ر » وسط كه براى سهولت تلفظ عنوان وقايه دارد و كلمه بهصورت جيران درآمده است و ديه جياوه هم چون تقطيع شود بهصورت « جى + آوه » معادل « جى + آب + ه » ( آو - آوه معادل آب و آبه ) در مىآيد . در بلوك قهاب اصفهان ده ديگرى وجود دارد كه امروز آن را در تداول عامه جيون معادل « جيان - جى + ان » و يا « كيون » معادل « گيان » تلفظ مىكنند و اغلب آن را بهصورت گيان در دفاتر مىنويسند . ديهى است كوچك كه برحسب سرشمارى آمار سال 1345 ، فقط 107 نفر جمعيت داشته است . در متون عربى از آن بهصورت جيّان معادل گيّان با تشديد ياد كردهاند و رجالى را به آن منسوب مىدارند . « 1 » بجز كلمهء جى و جيان يا گيان ، « جى » بهصورت « گى » و يا « كى » در واژهء كيومرث پادشاه داستانى ايران هم ديده مىشود . در صورت كهن زبان پارسى صحيح كلمهء كيومرث همان گىّيومرثيه معادل كيومرث به معناى زندهء فانى يا انسان ميرا مىباشد ، و « گى » در اوستايى به
--> ( 1 ) - ن . ك . به : ياقوت حموى ، معجم البلدان ذيل عنوان جيّان .