محمد مهريار
305
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
زراره ( كذا ، ما البته اين نامگذارى را نه درست مىشماريم و نه تصويب مىكنيم ) ولى در دنبال اين داستان مىگويد كه فيروز بن يزدجرد ، آذرشاپور پسر آذرمانان از ديه هرستان از روستاى مابرين « 1 » را مأمور ساختن حصار اصفهان كرد و براى اين حصار چهار دروازه بنا كرد . نخستين را دروازهء خور ناميد كه معنى آن « شمس » است و دومين را دروازهء ماهبر و همان است كه مىگويد آن را « اسفيس » نامند و دروازهء سوم را مىگويد تيربر و به معنى « باب عطارد » است كه بعدها تيره ناميده شد و اما چهارمين را گوشبر ناميد و همان است كه به دروازهء يهوديه نامبردار شد . « 2 » مفضل بن سعد مافروخى در كتاب محاسن اصفهان كه يكى از منابع مهم و معتمد عليه تاريخ اصفهان است ، اين داستان را به تفصيل آورده است و مترجم آن كتاب ، ابى الرضا آوى ( 720 ه . ق ) شرح مفصل ، مفضل بن سعد را ترجمه كرده و همين معنا را بيان داشته است . منتها در مورد كلمهء « گوشبر » چونكه « گاف » فارسى حسب المعمول در نقل به عربى « ج » مىشود آن را هم مفضل بن سعد و هم مترجم او دروازهء جوش ناميدهاند و همان است كه بعدها تخفيف يافته و « جوش » « جو » شده و « جوشباره » ، « جوباره » گرديده است . اما بايد ديد كه كلمهء « جوش » از كجا پيدا شده ، حافظ ابو نعيم آن را « گوشبر » ناميد . با واژهء « بر » آشنا هستيم و همان « باره » است بنابراين نام اين دروازه « گوشباره » بوده است . بر ماست كه ببينيم كلمهء « گوشبر » يعنى « گوشباره » چه معنى دارد . فورا بگوييم كه اين واژه با واژهء « گوش » به معناى عضو شنوندهء صدا هيچ ارتباط ندارد . و همان « گاش » اوستايى است و ما با واژهء « گاش اورون » يعنى روان گاو ، آشنا هستيم و مىدانيم كه زردشت پيامبر ايرانى در پيشگاه اهورامزدا به شكايت مىپردازد و آن را به زبان روان گاو به صورت ناله بيان مىكند و در عينحال « گاش » نام يكى از فرشتگان مقدس است و روز چهاردهم ماه نيز گوش روز مىباشد و به قول بيرونى در روز گوش در ماه دى زردشتيان جشن مىگرفتند و در آنروز سير و شراب مىخوردند و بيرونى خود نام « گوش » را به عربى « جوش » نقل مىكند و مسعود سعد مىگويد :
--> ( 1 ) - كذا فى الاصل و درست آن ماربين است . ( 2 ) - ن . ك . به : باب بدء اصفهان و عدد مدنها و رساطيقها در كتاب ذكر اخبار اصفهان از حافظ ابو نعيم ، ص 14 و 15 .