محمد مهريار

272

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

كرده است ، تهمورسات نيز از آن جمله است . آثار قديم در اينجا وجود ندارد ؛ ولى وجود يك قلعهء كهن و ساختمانهاى با سبك متداول نواحى كوير ، خشتى و محكم ، همه آثار كهنگى و سابقهء تمدن آن نواحى را نشان مىدهد . اين قلعه كه بسيار در حفظ و نگهداشت ديه مؤثر بوده است ، مثل ساير نقاط ايران كه در آنها هم مردم قلعه‌نشين بوده‌اند ؛ به منظور استحفاظ ديه به كار مىرفته است . من روزگارى از ايران را تصور مىكنم كه برحسب تاريخ ، گوش‌تاگوش همهء ديه‌ها و شهرها ، قلعه داشته است ؛ كوچك و بزرگ ، استوار و ناپايدار و در سايهء آنها هم مردم تا اندازه‌اى از آسيب دهر و حوادث لشكركشيها و هجوم پرخاشگران و چپاول و ترك‌تازيها ، سلامت مىمانده‌اند . چيز ديگرى كه در اين ديه ، از كهنه ديده مىشود وجود همان لهجه و زبان است كه مكرر گفتيم از كوهستان كركس رو به جنوب كه بياييد در ناحيهء رودشت و جرقويه ، و در سرتاسر ناحيه تا برسد به نايين وجود دارد . نظر به اينكه اين ديه به جرقويه خيلى نزديك است و در جرقويه تكلم به اين زبان با رواج بيشتر و تعصب بيشتر همراه است ، در اينجا هم مورد تكلم رايج مردم ديه است . محصول آنجا بيشتر گندم و جو و محل ، فارغ از هرگونه صنعت و حتى صنايع دستى است . خصوصيات ديگر جامعه‌شناسى آنها همان است كه به تفاريق و مخصوصا در ذيل روستاهاى رودشت گذشت . آنچه براى ما مهم است نام آن است . ببينيم تهمورسات يعنى چه . واژه‌شناسى : بىشك اين واژه تغيير يافتهء واژهء تهمورس ( طهمورث ) + « ارت » است كه جزء اول تهمورس در زبان فارسى نامى شناخته شده است و « ارت » واژهء ديگرى است به معناى مقدس كه در امثلهء بسيار آمده است . البته در اثر كثرت استعمال حرف « ر » ماقبل آخر ساقط شده است . تيران Tir n « تير » در زبان فارسى بسيار شايع و رايج است و معنى آن به گوش همه‌كس آسان ، به معنى سهم و پيكان مىآيد . كه ما را از توضيحى در اين‌باره مستغنى مىسازد . ولى اين واژه ، تاريخى بس دراز دارد و از لحاظ زبان‌شناسى مىشود آن را تا روزگار رواج فارسى باستان دنبال كرد . در زبان فارسى باستان « تير » به معناى سهم و پيكان و خدنگ همان است كه در پارسى باستانى « تيگر » ( Tigra ) و در اوستايى ( Tighra ) آمده است ، ولى « تير » به معناى