محمد مهريار
269
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
بستگى به آب دارد و نزولات آسمانى در سنوات اخير در ايران بسيار كم شده و باز هم رو به قلت است و به ناچار جمعيت مساكن كم و كمتر مىشود . توده نيز از چنين سرنوشتى دور نيست . دربارهء جامعهشناسى و جغرافياى تاريخى محل مراجعه كنيد به عناوين يزد و مضافات آن در همين كتاب . ولى اجمالا بايد توجه داشت كه وقتى نام ديهى صورت كهن پيدا كرد به ناچار ديه سابقهء تاريخى كهن پيدا مىكند . هرچند كه ممكن است به آن درجه از اعتبار و شايستگى نرسد كه محل خاصى براى خود در تاريخ به دست آورد ولى صرف قدمت آن و دلايل قدمتش از اخلاق اجتماعى گرفته تا سبك ساختمانها تا وجود گويش خاص و يا صبغهاى از گويش خاص همهء اينها دلايل قدمت محل است و مىرساند كه تاريخ محل به هزاران سال پيش به هنگام حفر قنات آن ، اين نام بر آن نهاده شده است . قناتهاى يزد همه طولانى ، عميق ، كمآب ولى با آب مستدام مىباشد . به همين دليل هم اين دهستانها بقايى طولانى پيدا كرده است . بپردازيم به نام فاخر آن . واژهشناسى : اين ديه از دو جزء « تو + ده » تركيب يافته است . ولى اگر درست و به صورت قديمتر آن را تلفظ كنيم گويش صحيح آن توده ( Towdeh ) است . جزء اول به هر صورت تلفظ شود همان « تو » از ريشهء پرتو و تاب و تابش آمده است . توضيح آنكه ، تابيدن و تافتن در زبان فارسى به معناى افكندن نور و تابش آن فقط به صورت پرتو و پرتو افكندن در زبان حاضر ما باقى مانده است ، ولى در گويشهاى ديگر به زبان فارسى در اطراف كشور و در زبان تازى فى المثل تو و توويدن همان تابيدن است . در حقيقت تاب و تف و تابيدن و تف ديدن و تو افكندن ( يعنى پرتو افكندن ) تاوش و تاپش و تابش همه از يك ريشه به معناى تابيدن است و « تو » در واژهء موردنظر ما نيز از همان معناى تابش است ، ولى مىدانيم كه كلمهء تو و تاب و تف به انواع مختلف بر سر واژههاى اسامى مىآيد و يا خود اسم محل قرار مىگيرد مثل طبس ، تون معادل توان ( Tow - an ) و توس معادل توش از تافتن و تابش همهء اينها به يك معناست و به همان معناى تابيدن است و در اطراف ايران امكنهء بسيار ، گذشته از اسامى كه فقط به عنوان مثال يادآورى كرديم در اطراف ايران اسامى ديگرى وجود دارد . از جمله توان ( پيرانشهر ، كرج ، اراك ) ، توانه ( نهاوند ) ، توج ( بيرجند ) ، توجك ( بندرعباس ، ميناب ) ، توچال ( رودسر ، ورامين ، تهران ) ، تودان ( جيرفت ، مريوان و گناباد ) ، توده ( شيروان ) ، تودو ( گناباد ) ، تودهرود و تودهزن ( بروجرد ، خرمآباد ) . بايد دانست كه تاوه ( سردشت ،