محمد مهريار
3
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
نمىگفت : « من در همهء زمين پارسىگويان شهرى نيكوتر و جامعتر و آبادانتر از اصفهان نديدم » . « 1 » به راستى كه از وضع سكونت و كيفيت ساختمان و زندگانى مردم و رفاه شگفت آنان در روزگار طغرل سلجوقى يعنى قرن پنجم هجرى ما را هيچ اطلاعى حاصل نمىافتاد . حال اگر به شهرهاى درجه دوم و سوم چون عقدا ، قمشه ، خوانسار ، گلپايگان برسيم ، اطلاعات ما سخت كمتر مىشود . حقيقت آنكه از شهرها و اماكنى از اين دست شايد فقط بعضى يادآوريها در كتب قليل مسالك و ممالك كهن مختصر اسمى و يادبودى پيدا شود . ولى با اين همه هرچه هم فحص را بليغتر و بحث را وسيعتر سازيم بازگوكننده و روشنگر احوال و كيفيات اوضاع آنها در ازمنهء مختلف نخواهد بود . اما چون به ديهها برسيم از گذشتهء آنها يكسره در كف ما بجز باد هيچ نخواهد بود . يعنى اطلاعات و آگهىهاى ما از بسيارى ديهها و روستاهاى ايران صفر است ؛ و عجب آنكه خود مردم و ساكنان اينگونه شهرهاى درجه دوم و سوم و بدتر از آنها ساكنان روستاها و ديهها از گذشتهء خود چيزى نمىدانند . تاريخ آن امكنه بهكلى تاريك است . نام و سرگذشت و احوال رجال نامى آن مكانها و چگونگى رويدادهاى مهم در گردش ليل و نهار محو و نابود گشته است و هيچ اطلاعى از آنها به ما نرسيده است و عجبتر آنكه واژهء نام مكان هر معنى كه داشته است اينك از خاطرها محو شده و اگرچه خود بازگوكنندهء چيزى حداقل از وضع و حالت مكان بوده است ، امروز بهكلى براى ما و خود ساكنان آن ناشناخته و معماگونه باقى مانده است و اين حالت در مورد كار روستاها و ديهها بسيار بيشتر است . در اينجا بايد بگوييم كه پيش از اين ، روستا و مردم روستايى در احوال اين كشور از همهء جنبهها بسيار مؤثرتر از اكنون بودهاند ، بدان قوت و قوّت دادهاند و رجال بزرگ جنگ و علم و آبادانى را آنان فراهم ساختهاند . بيشتر نامداران ايران يا از روستا برخاستهاند و روستايى بودهاند و يا بههرحال با روستا سروكار داشتهاند . « 2 » ولى امروز مجموع آنچه در ايران ديه خوانده مىشود مشتى خانههاى گلى است ، برآورده با خشت خام و كوچههاى
--> ( 1 ) - ن . ك . به : سفرنامهء ناصر خسرو ، شرح سفر او به اصفهان . ( 2 ) - ن . ك . به : مقالهء آقاى دكتر محمد ابراهيم باستانى پاريزى « قائم مقام و گرفتاريهاى او در يزد و كرمان » ، مجلهء يغما ، سال 1355 .