محمد مهريار

244

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

بسيار لشكريان كه منتهى به غارت و چپاول و سرانجام خرابى ده مىگرديده است ، مردم براى حفظ خود به دور خانقاه ، تكيه ، و سرانجام مزار پيرى از مشايخ جمع مىشده‌اند و رفته‌رفته ديهى و زراعتى و آبادانى به‌وجود مىآمده است . علت نامگذارى اين همه امكنه به نام « پير » ظاهرا همين بوده است . پيزادان Piz d n پيزادان يا فيزادان در دهستان كراج ( كرارج ) افتاده بر جنوب خاورى اصفهان ديهى داريم به نام پيزادان ( فيزادان ) ، اين ديه در دهستان كراج ديهى بزرگ محسوب مىشود چون‌كه در سال 1355 اين ديه 398 تن جمعيت داشته است « 1 » و اينك بىشبهه بيشتر است ، چون‌كه ناحيت كراج يكى از نواحى آباد ، سرسبز و خرم اصفهان است و به حكم وجود نامهاى كهن در آن چون دنارت ، ردّان ، گودران ، ( گودرون ) و چريان « 2 » اين ناحيه يكى از نواحى كهن تمدن و سكونت ايرانيان قديم بوده است . در جامعه‌شناسى آن مىتوان گفت كه اثرى از آن تمدن و خلق و خوى ديرين باقى نمانده است و اكنون به حكم قرب ، جوار با شهر اصفهان ، شهرگرايى در آنجا سخت نفوذ دارد و از شيوه‌هاى سنتى كهن ، در همهء شئون زندگانى و حتى ساختمان كمتر نشانى در دست است . روستاى كهن از دست شده ، و شهر جديد دارد در روستا تأثير مىگذارد اما نه تأثير كامل و شامل بلكه ناقص و نورسيده تا بعد چه شود . اثر تاريخى در اين نواحى كمتر هست و جز مسجد جامع دشتى در نواحى اطراف اثر مهم باستانى به چشم نمىخورد . برگرديم به نام اين ديه . پيزادون را در منابع ، فيزادان هم نوشته‌اند و در تداول عامهء مردم نيز به همين صورت گاهى با « پ » و گاهى با « ف » تلفظ مىشود و سببش اين است كه « پ » و « ف » در زبان پارسى آسان و خوب به هم تبديل مىگردد . بنابراين هر دو صورت ، نام يك آبادى است . واژه‌شناسى : تركيب اين واژه چنين است : « پى + زا + دان » جزء اول آشكار است كه صورت تخفيف يافتهء واژهء « اپى » به معناى آب است كه حرف اول در تطوّر ساقط شده

--> ( 1 ) - ن . ك . به : فرهنگ جغرافيايى اصفهان ، ص 60 . در سال 1375 جمعيت اين روستا به 617 نفر رسيده است . ( 2 ) - ن . ك . به : اين نامواژه‌ها در همين فرهنگ .