محمد مهريار

218

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

كه ذكر آن در بنادكوك گذشت اما جزء دوم « سا » ( با توجه به ساوه و زاوه و لاوه و غيره ) خود از دو جزء « س + آو » تشكيل مىيابد كه « س » - « زه » به معنى آب تراويده از زمين است ، يعنى زايندهء آب ، « آبسا » يا « آبزا » و ديديم كه دو جزء آخر همه را به هم جمع مىبندد يعنى ديهى كه بر بنياد زايش آب آبادان گرديده است . تا اين فصل را به پايان نبرده‌ايم در دنبالهء توضيحات خود در مورد « بن » و « بنياد » بگوييم كه در بلوك بنادكوك ديهى داريم به نام يازده‌بنه و معلوم مىشود كه خود « بنه‌ها » در آن زمان اهميت داشته‌اند و « بنه » به صورت اصطلاح روستايى كه ما معنى آن را مىفهميم يعنى يك يا دو گاو ورزآو و يك كشاورز با ساير وسايل كشاورزى كه يك « بنه » را تشكيل مىدهد و يازده‌بنه بىشبهه ناظر به همين « بنه » است و بنادكوك نيز ناظر به همين بنه‌هاست كه از روى جمع آنها بنادكوك به وجود آمده است . بنستان Benest n بنستان و بنه‌رنگ دو آبادى است بزرگ و كوچك در ميان آباديهاى دهستان ميان‌كوه از شهرستان يزد . بنستان ديهى بزرگ است و در سال 1345 ، 1315 نفر جمعيت داشته است و بنه‌رنگ كوچكتر است و 35 نفر جمعيت داشته است . « 1 » دهستان ميان‌كوه ، از روى اسامى كهن ديه‌ها دانسته مىشود كه يكى از مراكز قديم تمدن ايرانيان بوده است . ديه‌هايى چون هنزا ، گور ، ترنج ، توده و همين بنستان بر اين معنا شاهدان خوبى هستند . اگرچه در نواحى يزد قلت نزولات آسمانى موجب كم‌آبى شده است ولى يكسره آبادانى اين نواحى را نابود نكرده است و مردم كوشا و زحمتكش با حفر چاه‌ها و صرفه‌جويى در آب همچنان ديه‌ها را سرسبز و پايدار ساخته‌اند و به معيشت خود با همان شيوهء كهن ادامه مىدهند . واژه‌شناسى : بنستان از دو جزء « بنه + ستان » تركيب يافته است و همچنين بنه‌رنگ از دو جزء « بنه + رنگ » تركيب شده است و « بنه » نام درختى است كه آن را پستهء وحشى هم مىگويند . با گرما و خشكناى كوهستان و سرزمين داغ سازگار است و شكلى كوچكتر از پسته دارد و دانه‌هاى خوردنى خوب و دلنشين . در نواحى نايين تا برسد به يزد و از آنجا تا

--> ( 1 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 136 .