محمد مهريار

209

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

نسبت است و وابستگى را بيان مىكند ، يعنى منسوب به آب و صورت قديمتر آن به صورت حاضر زبان فارسى آمده است و معناى حاصل مصدر و نسبت از آن مفهوم مىشود و آن را به صورت « ئيه » در بلوچستان بر روى نام بسيارى از اسامى ديه‌ها مىبينيم . اين را هم بگوييم كه با تفصيلى چنين و معنايى چنين با علايق و دلايل نامگذارى قديم نيز آشنا مىشويم . آبى كه ايرانى با اين مرارت و سعى بسيار از زير زمين به‌دست مىآورد و آن را « فرّ » يزدان و عنايت رحمان مىشمارد و با همين خصوصيت براى آن جشن مىگيرد ، همان نام را هم بر محل سكونت خود مىگذارد . بفروئيه روى هم مىشود جايى كه به فرّ و شكوه آب منسوب است . بقم Baqam بقم نام ديهى است نسبتا كوچك در دهستان حومهء اردستان كه در سال 1345 ، جمعيت آن 105 نفر بوده است . « 1 » و از اين‌رو ديهى نسبتا بزرگ در آن دهستان به‌حساب مىآيد . چون كه ديه‌هاى اين بلوك همه قنات آب است و به ناچار جمعيت بسيار ندارد . واژه‌شناسى : بقم كه معرب كلمهء « بگم » است ، درختى است كه ارتفاعش تا 12 متر مىرسد و در بافتهاى اين گياه مادهء رنگينى به نام « هماتين » وجود دارد كه براى ساختن رنگهاى بنفش ، آبى ، سرخ ، خاكسترى و سياه به‌كار مىرود . اين رنگ به پارچه‌هاى ابريشمى و پشمى ، رنگى ثابت مىدهد ولى در پارچه‌هاى پنبه‌اى و كتانى ثبات رنگ آن كمتر است . « 2 » اين رنگ از ديرباز مخصوصا رنگ سرخ آن در ايران استخراج مىشده و در رنگ كردن پشمهاى قالى و پارچه‌هاى سرخى كه « شله » ناميده مىشد ، به انواع مختلف به‌كار مىرفت . ولى رفته‌رفته اين صنعت رو به زوال رفته است . جامعه‌شناسى ديه‌هاى اردستان را از اين پيش مكرر ديده‌ايم و گفته‌ايم كه اين ناحيه يكى از مراكز تمدن كهن ايران بوده است . اكتفا به نفس و منابع داخلى شيوهء مرضيهء هميشگى اهالى بوده است و لابد به همين جهت نام بقم كه محتملا از روزگاران پيشين كشت آن در اين ناحيه مرسوم بوده است ،

--> ( 1 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 5 . جمعيت اين روستا در سرشمارى سال 1375 به 147 نفر رسيده است . ( 2 ) - ن . ك . به : فرهنگ معين ذيل همين ماده .