محمد مهريار

196

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

برفهاى پيشين و بارندگىهاى تند قديم ديگر خبرى نيست . دامدارى نيز به موازات كشاورزى رو به كاهش و كاستى است و آيندهء خوبى در چشم‌انداز ناحيه به ديد نمىآيد . بپردازيم به نام آن . واژه‌شناسى : « برد » را در زبان پارسى به معنى سنگ آورده‌اند . « 1 » بنابراين بردشاه مركب از دو جزء « برد + شاه » به معناى شاه سنگ است . با كلمهء « شاه » به عنوان مختلف در ايران نامواژه‌ها آمده است مانند شاهكوه ، شاه‌پسند ، شاه‌تاج ، شاه‌تپه ، شاهجرد و بسيارى ديگر . « 2 » و بردشاه از اين جهت نامبردار شده است كه چيزى از سنگ بزرگ ، شاه‌سنگ يا قنات سنگى در آنجا سراغ كرده‌اند . بردشير Bard S ir بردشير ديهى است نسبتا كوچك با جمعيتى برابر 60 نفر « 3 » از دهستان حومهء گرجى . حومهء گرجى خود جزو شهرستان فريدن است كه امروز به دو ناحيه تقسيم شده و توسعهء ادارى بسيار يافته است . هواى اين ناحيه بسيار سرد است ، ساختمانها با گل برآورده مىشود ، نفوذ شهرى در اين نواحى كم است و اثر تاريخى مطلقا به علت سستى خاك وجود ندارد . با اين همه ناحيت فريدن از مراكز كهن تمدن و سكونت آريايىها بوده است و در نامواژهء فريدن و مضافات متعدد آن توضيحات بسيارى آمده است . « 4 » شكوفايى اقتصادى اين محل چشمگير نيست و با سابقهء كهن تاريخى انتظار مىرود كه ديهى مثل بردشير در طى تاريخ ترقى بسيار كرده باشد ولى به علت حوادث نامطلوب بىشمار ، سردى آب و هوا و قلت دايمى آب اين امكان حاصل نشده است . به همين علل نيز آيندهء روشنى براى اين ده و ناحيه پيش‌بينى نمىشود كرد و ما مىپردازيم به واژه‌شناسى آن‌كه اهم مقاصد ماست . واژه‌شناسى : بردشير چنان كه پيداست از دو جزء « برد + شير » تركيب شده است . جزء اول « برد » البته يك واژهء تازى است به معناى سرما و گمان نمىتوان برد كه در اين ناحيه با

--> ( 1 ) - ن . ك . به : برهان قاطع ذيل همين واژه . ( 2 ) - ن . ك . به : فرهنگ آ . م . م . ذيل همين واژه . ( 3 ) - در سال 1345 برحسب نشريهء 289 م . آ . ا . ص 69 . ( 4 ) - ن . ك . به : اين نامواژه و مضافات آن در همين فرهنگ .