محمد مهريار

186

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

بگوييم صرف رواج عاميانهء يك لغت خود دليل خوبى است و راهنمايى نيكو بر واژه‌شناسى محل است . گفتيم كه « وردان » معادل « ولدان » به معنى « گلان » همه واژه‌هاى كهن هستند و مردم باغ وردان هم بدون توجه به گذشته و معناى آن اين كلمه را در عرف گفت‌وگوى خود به همين صورت صحيح حفظ كرده‌اند و خوب مىتوان تصور كرد كه در مقابل صحراى سيبستان وشمندگان قشنگ كهن ، باغ وردان معادل « باغ گلان » وجود داشته است و نامش بر اين ديه مانده است . اما كلمهء « بهادر » يك كلمهء تركى مغولى است و من هيچ نمىدانم به چه دليل نام مغولى روى يك ديه زيباى اصفهان گذاشته شده است . شنيده‌ام برخى مردم ديه نام بهادر و بهادران را نام خانوادگى خود ساخته‌اند و واژهء صحيح باغ وردان معادل « باغ گلان » به اين صورت از يادها رفته است و « بهادر » تركى جاى آن را گرفته است . اميد من اين است كه اهالى محترم اين ده زيبا كه اكنون شهر شده است و اكثرشان دانشمند و فرهيخته و ادب‌دوست هستند از « بهادر » تركى بگريزند و به باغ گلها پناه گيرند . واژه‌شناسى : تركيب اين نامواژه چنين است : « باغ + ورد + ان » . « باغ » نيازى به تفسير و توضيح ندارد . اما « ورد » معادل پهلوى « ورت » در عربى دخيل است به معنى گل و « ان » علامت نسبت پس باغ وردان يعنى باغ گلها . از قضا در پايان مقاله به خاطر آمد كه كلمهء « ورد » فارسى نه فقط به عربى رفته بلكه در زبان ارمنى هم به همين صورت داخل شده است و اين نكته را هم تذكر دهم كه در برخى از لهجه‌ها و بسيارى از تركيبات اين كلمه با حرف « ت » ديده مىشود و تلفظ « ورت » پهلوى به جاى « ورد » بسيار در لهجه‌ها رايج است و در نام امكنه نيز مىآيد ، از جمله در واژهء ورتان . باغول B qul باغول مزرعه‌اى است از دهستان امامزاده عبد اللّه كه برحسب تقسيمات اخير آن را در بخش جلگهء كوهپايه از شهرستان اصفهان قرار داده‌اند . اين مزرعه يا ديه كوچك ( براساس اصطلاح روستايى معمول اصفهان مزرعه از ده كوچكتر است ) در حدود منتهى اليه شمال خاورى ناحيت رودشت واقع شده و به ديه بزرگ قهى و از آن پس به كوپا نزديكتر است تا به ديه‌هاى رودشت . جمعيتى ندارد ، در سال 1355 جمعيت آن را يك خانوار برآورد كرده‌اند كه امروز