محمد مهريار
178
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
به اين مسأله كمك مىكند و ديه ، شهرى مىشود مصنوعى و كاذب . واژهشناسى : همانطور كه در مقدمه گفته شد نويسنده گمان دارد كه بابوكان بىشك و شبهه از همان ريشهء كلمهء بابك و بابكان آمده است و وجود حرف « و » كه بهصورت ضمه تلفظ مىشود از باب تسامح است و رنگ و صبغهء محلى دارد و الا اصل كلمه همان بابك است به انضمام پسوند آنكه نشانهء نسبت است . چون سخن به اينجا رسيد بايد بگوييم كه به نام بابك ( مغان ) و بابكان ( بهبهان ) هم ديههاى ديگر داريم كه نشان مىدهد نام بابك و تسميهء امكنهاى به نام آن مطلوب و پسنديده بوده است . « 1 » بابوكان - بابكان باچه B c ? e ( h ) باچه يا باجه ديه كوچكى است با 414 نفر جمعيت ( سرشمارى سال 1375 ) كه آن را در عداد ديههاى دهستان براآن شمالى قرار دادهاند . « 2 » به حكم عجلهاى كه از سوى ناشر بر اتمام كتاب و چاپ آن مىشود ناچاريم در توضيحاتى كه راجع به دهستان و محل ديه بايد داد و همچنين جغرافياى تاريخى و جامعهشناسى روستايى ديهها به اختصار بپردازيم . اجمال آنكه براآن يك ناحيهء بسيار قديم سكونت و تمدن آريايى است كه در تمام منابع كهن كه از اصفهان يادى به عمل آمده ، ذكر شده است ، اگرچه تعيين معناى روشنى براى آن ظاهرا ممكن بهنظر نمىرسد ، ولى در عنوانى كه مخصوص آن در اين كتاب منعقد شد . توضيحات كافى آورده شده است . « 3 » نامهاى قديمى و بسيار دلاويز در ناحيهء براآن پيدا مىشود اسفينا ، اسپارت ، تيميارت ، جور و بسيارى ديگر كه ما در مطاوى كتاب براى آنها عناوين خاص داشتهايم و همه دليل بر قدمت اين ناحيه است و در اينجا براى رعايت اختصار توجه خود را به نام آن معطوف مىداريم . واژهشناسى : با دقت در اين واژه درمىيابيم كه واژه از سه جزء « ب + آ + چه » تركيب
--> ( 1 ) - ن . ك . به : فرهنگ آ . م . م . و همچنين نشريهء 289 م . آ . ا . ص 43 و 52 . ( 2 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 19 . ( 3 ) - ن . ك . به : عنوان براآن در همين فرهنگ .