محمد مهريار
174
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
اسمگذارى امكنهء آنها به كار آيد . « 1 » نكتهاى كه بايد در آخر علاوه كنيم ، اين است كه به نظر مىرسد در اوزناك كلمهء ازنا مضمر است و هر دو به يك صورت از لحاظ لفظى و معنوى به هم مربوط مىشود . اوشن O S an اوشن : دو اوشن داريم بالا و پايين و هر دو جزو دهستان حومهء نايين بهشمار آمدهاند . اين دو هيچكدام ده بزرگى بهشمار نمىآيد . براى اطلاع بيشتر از ويژگيهاى نايين و جغرافياى تاريخى و انسانى رجوع كنيد به نامواژهء نايين در همين كتاب و همچنين مضافات آن به تفاريق در اين كتاب آمده است . اوشن پايين فقط 5 نفر و بالا 184 نفر جمعيت دارد . « 2 » واژهشناسى : بهطور اختصار اوشن در تقطيع چنين است . « او + شن » كه جزء نخستين به معنى آب و جزء دوم به معناى خانه و جايگاه است همچون گلشن . اونج Avanj اونج ديه بزرگى است با جمعيتى برابر 139 نفر كه در دهستان حومهء اردستان واقع مىباشد . ديههاى اين ناحيه همه كوچك است ، بجز كچومتقال ( كچومثقال ) « 3 » كه در سال 1345 جمعيت آن را 1208 نفر ذكر كردهاند « 4 » و مهاباد كه جمعيتى معادل 3000 نفر دارد ، زبان اردستانى در همهء اين نواحى رايج مىباشد . دربارهء خصوصيات جامعهشناسى ناحيت ديه مورد بحث چندان چيزى نبايد گفت جز اينكه چون در كنار كوير واقع شده و قنات آب است و در ناحيهء قديمى ، همهء صفات و خصوصيات ديههاى ناحيت ساحل كوير را دارا
--> ( 1 ) - ن . ك . به : همين كتاب ذيل واژههاى اوره ، اورگان و مشابهات آن و فرهنگ آ . م . م . ص 73 و 74 و نشريهء 289 م . آ . ا . ص 131 . ( 2 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 77 . ( 3 ) - امروز در تداول عامه به اين محل كچومثقال مىگويند ولى ديده و شنيده مىشود كه آن را متقال هم مىگويند و هم مىنويسند و مثقال پارچهاى بود كه تا زمان اوايل شباب من هم در اصفهان رايج بود . آن را با دست مىبافتند و بيشتر به رنگ آبى درآورده از آن قبا مىساختند و احتمالا چون در اين نواحى متقال ساخته مىشده اين كچو ، كچومتقال ناميده مىشد . ( 4 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 7 .