محمد مهريار
159
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
« قونقلى » يا « قنقلى » است ) كه نام طايفهاى ترك است . شهبانو تركان خاتون همسر سلطان محمد خوارزمشاه از آن طايفه بود و حس قومپرستى و فرزنددوستى او موجب شد كه سلطان جلال الدين خوارزمشاه فرزند ارشد و جنگجوى آن پادشاه از وليعهدى و سلطنت محروم شود و آن دولت به اين نحو از مقاومت در برابر حملات مغولان ناتوان شد . عجيب است كه اين نام در اين ناحيت بر دهستانى گذاشته شده است و بههرحال يادآور مهاجرت و اسكان طوايف مغول در اطراف ايران مىباشد . در مورد كلمهء انجير « 1 » هم بگوييم كه اين نام در اطراف ايران بسيار است و به صور و انواع مختلف از قبيل انجيران ، انجيرآباد و انجيله معادل كلمهء انجيره ديده مىشود و باز هم همان ضابطهء تسميهء محل به حال در اينگونه اسامى وجود دارد . انجيره در استان اصفهان نام ديهى است از دهستان زواره از شهرستان اردستان . « 2 » اين ديه فقط 25 نفر جمعيت دارد و به حكم اينكه ديهى است در نواحى كوير دايما آب آن تقليل پيدا مىكند . اما خود كلمهء انجيره با اينكه مىتواند مصغر انجير باشد ظاهرا « هاى » آخر آن « هاى » نسبت است چنان كه در زنجيره و دستگيره و شيرازه و آوازه داريم و در اين تعبير بيشتر متناسب مىنمايد . در پايان با توجه به اينكه گفتيم در انارك گويش خاصى وجود دارد كه با گويش نايينى سخت نزديك است بايد بگوييم كه مردم محل زيستگاه خود انارك را نارسينه مىنامند . شاعر شيرينسخن محمد على ابراهيمى اناركى مىگويد : « وه پا تاول و دسّم پينه دارى * هوايى خاكى نار سينه دارى » « 3 » ترجمانى به پارسى : به پا تاول به دستم پينه دارم * هواى خاك نار سينه دارم انجير - انار انجيرآوند - انار
--> ( 1 ) - برحسب فحص اجمالى كه به عمل آوردهام حدود پنجاه ناحيه در ايران به اسم انجير ، انجيره و انجيل و انجيلان نام يافته است . ( 2 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 49 . ( 3 ) - ن . ك . به : محمد على ابراهيمى اناركى : اى نارسينه ، ( اشعار محلى اناركى ) ، چاپ اصفهان 1378 ، چاپ اول ، ص 9 .