محمد مهريار

150

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

مختلف حرف « چه » به « شه » تبديل مىشود . بنابراين افجه معادل افشه در تداول عامه افشه شده است يعنى همان آب كه مىشويد و مىغلتد و آبشار درست مىكند و در شرب به كار مىرود . و در استانهاى ايران ديه‌هاى بسيار با ريشهء « شه » داريم مثل هفتشويه معادل « هفشو » و هفشگان معادل « هف + شه + گان » معادل « اپ‌شه » و « اپ‌شه + ان » . با توجه به اين توضيحات به نظر مىآيد كه كلمهء « افشه » ربطى به بچهء نارسيدهء از مادر افكنده ندارد بلكه ريشهء آب است همان كه محبوب ، معشوق و مورد علاقهء ايرانيان كهن بوده است و در ايران همچون كيميا است . « 1 » در آذربايجان ديهى به نام اوجان كه همان معادل « اوگان » يعنى با « او » معادل آب ، يكى از دهستانهاى چهارگانهء بخش بستان‌آباد تبريز است . و كلمهء اوجان درست همان كلمهء افجان اصفهان است يك نمونهء ديگر هم مناسب است بياوريم و اين بحث را پايان بخشيم . در دهستان جزين ( معادل گزين ) از شهرستان گناآباد خراسان ديهى داريم به نام افكان يعنى درست خواهر افجان اصفهان است . گفتيم كه افجان تغيير يافتهء كلمهء اوجان است و جزء اول اوجان هم تلفظ « آب » به صورت « او » است و اوجان و افجان و افكان همه يك كلمه هستند به صور مختلف . اينك تذكر اين مطلب به‌موقع مىنمايد كه در بعضى جاهاى افغانستان كلمهء افغان را « اوقان » يا « اوغان » تلفظ مىكنند و اين مسأله دليل بارزى بر توضيحات ماست . ناگفته نگذاريم كه در ايران خودمان چندين محل و از جمله در « قزوين ، ساوه ، بيرجند » با اين اسم زيباى اوجان داريم . « 2 » افجد Afjed افجد نام ديهى است سرسبز و خرم و دلاويز بر جانب شمال باخترى شاهكوه و بر پايين آن ،

--> ( 1 ) - براى علاقهء مردم ايران به آب و نامگذارى ديه‌ها به نام آب اگرچه هزاران نمونه از اين نامگذارى به‌عنوان شاهد و دليل آورده‌ام ، اما به اين يكى هم توجه فرماييد در استان كرمان ديهى داريم به نام افكوه و ديه‌هاى ديگرى به نامهاى آبكويه ( شهر بابك ) ، آبكور ( يزد ) ، آبكويه ( كازرون ) ، آبكوه ( بيرجند ) ، آبكوه ( قوچان ) ، آبكوه ( كرمان ) ، آبكوه ( مشهد ) ، آبكاره ( شاهرود ) و مثالهاى بسيار ديگر همه و همه نشان اين علاقه و اين نامگذارى است و هم نشان آشكار معادل بودن « آب » با « آف » و با « اف » . ( 2 ) - ن . ك . به : فرهنگ آ . م . م . ص 73 .