محمد مهريار

125

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

بگوييم مناسبت كثرت دارد و درخت آن را اسكران ( دهستان ) ناميده‌اند و اين معنا نه از ذهن بعيد است و نه‌چندان با وضع سابق ديه بىمناسبت است . ولى به شرحى كه در ذيل خواهيم آورد نام اصلى اين ديه بايد اشكران بوده باشد و « اشك » همان واژه‌اى است كه از واژه‌هاى اشكانى و نام پادشاهان اين سلسله چون اشك اول و دوم و غيره براى ما باقى مانده است و بنابراين اسگران معادل « اشگران » به معناى جايگاه و منسوب به اشك‌ها ( اشكانيان ) مىباشد . اما دربارهء تبديل « سين » به « شين » يعنى رايج شدن كلمه از صورت « اشك » به « اسك » مثال و مانند بسيار داريم ، از جمله در واژهء « ولاسگرد » يا « ولاسجرد » كه همان « ولاشگرد » معادل « بلاشگرد » است و جزء اول آن « شين » به « سين » تبديل يافته است . دربارهء كلمهء اشگران بعدها عنوانى خاص بنا خواهيم كرد . اسگلان Asgal n و آن ديه كوچكى است در دهستان جى اصفهان كه 19 نفر بيشتر جمعيت ندارد و تعداد خانوار آن فقط 5 نفر است . « 1 » ديهى است كوچك با نامى بزرگ و همان است كه مورد توجه ماست . واژه‌شناسى : اگر اين نام را تقطيع كنيم ، به سه جزء « اسك + ل + ان » مىرسيم . دربارهء واژهء « اسك » با تفصيل هرچه تمامتر ذيل كلمهء اسگران اشارت كرديم . « 2 » اما « ل » و يا جزء وسط كه مكرر گفته‌ايم ، به صورت وقايه علاوه مىشود ، در اين واژه خصوصيت ديگرى هم به چشم مىخورد به اين معنى كه چون حرف « ر » با « لام » در زبان فارسى سريع التبديل هستند و اكثر در تداول عامه حاضر نيز « ر » و « ل » به هم تبديل مىشوند ( ديفال - ديوار ) و در زبان پهلوى اساسا حرف « ر » و « لام » يك علامت دارد و از همين جهت است كه اگر بنويسند اسگران مىتوان آن را اسگلان و اگر بنويسند اسگلان مىتوان آن را اسگران خواند . به همين دليل تبديل اين واژه از صورت « ل » به « ر » و عكس آن بسيار به سهولت انجام گرفته است . در تداول عامهء روستاييان ، اين ديه به كسر اول و گاهى ضم اول تلفظ مىشود و امالهء « الف » ماقبل آخر كه شايع لهجهء عامهء اصفهان است نيز وجود دارد . بنابراين اسگران معادل

--> ( 1 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 30 . ( 2 ) - ن . ك . به : همين كتاب ذيل عنوان اسگران .