محمد مهريار

112

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

شمالى ) به استثناى بلوك براآن « 1 » با تفاوتهايى كم يا زياد رايج است در ديه‌هاى معتبر اين ناحيت از جمله زفره و فشارك و كهنگ و دهستان جبل تا برسد به نايين اين لهجه شياع دارد و البته تفاوتهايى هم برحسب امكنهء مختلف در گويش وجود دارد و همچنين دامنه انتشار اين گويش در شرق و شمال توسعه مىيابد تا به نواحى قهرود و قمصر و نطنز مىرسد . در اين كتاب بعدها به تفاريق برحسب نام امكنه از زبان و گويش خاص آنها سخن به ميان خواهيم آورد . در اينجا همين اندازه لازم بود كه تذكر دهيم كه توسعهء اين گويش از كجا و تا به كجاست . از نظر نحوهء معيشت و كيفيات زندگى يك نحوهء اكتفا به محصولات محلى ، كاشتن ، برداشتن و بافتن در اين ديه و ديه‌هاى اطراف آن تا چندى پيش آشكارا به چشم مىخورد ولى هر اندازه كه روستا شهر مىشود و روستايى شهرى ، اين خصوصيت از دست مىرود . چنان كه در بلوك جرقويه اين مسأله صورت وقوع يافته است . روستايى از شهر مىخرد و در روستا مىخورد ، ولى با همهء اين شهرگرايى باز هم آثارى از آن استقلال و اكتفا به نفس در شؤون زندگى مردم ديده مىشود . اين را هم بگوييم كه هرچه روستايى شهرى مىشود از تشخص و جلالت لهجهء رايج متداول نيز كاسته مىشود . شيوهء معمارى و خانه‌سازى از ديرباز در اين بلوك حالت دلپذير و دلكشى داشت كه اينك نيز كم‌وبيش هست . طاقهاى گنبدى و هشتى شكل و آهنگهاى عريض با طاقهاى ضربى در نهايت استحكام در همه جاى اين بلوك و ديه مورد بحث ما ديده مىشود و اساسا بنّايان جرقويه به چابك‌دستى و هنرمندى در ساختمان معروف بوده‌اند و هنوز هم كم‌وبيش هستند . بايد دانست كه بنا با خشت خام و گل در نواحى خشك براى بنايى و ساختمان مطلوب است و چنانچه با مهارت و حذاقت ساختمان انجام يابد پايدار هم مىماند . « 2 » در سنوات اخير آب كاريزهاى اين بلوك سخت قلت يافته و آثار ادبار و ويرانى در ديه‌ها

--> ( 1 ) - ن . ك . به : ذيل عنوان گز و زفره و اردستان در همين كتاب كه دربارهء اين گويش توضيحاتى آمده است . ( 2 ) - خشت خام به جاى آجر پخته در نواحى خشك به دلايل چند رواج مىيافته است ، نخست قلت چوب و دو ديگر گرانى سوخت براى تهيهء آجر و سه ديگر به دليل استحكامى كه خشت خام در هواى خشك اين نواحى دارا بود و سبب مىشد كه ساختمان شكيل ، مطبوع و براى زندگانى تابستانها خنك و در زمستانها گرم باشد . البته نتيجهء رواج اين امر و استعمال خشت خام عدم استحكام بناها در حد اينكه از صورت كهن خود تا به حالت حاضر ادامه پيدا كند نيز هست و نشان يك فقر علمى و معنوى نيز مىباشد چونكه سبب مىشود از قديم بنايى باقى نماند .