محمد مهريار
106
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
كلمه است . « 1 » پيش از اينكه جستار خويش را به پايان برسانيم ، مىگوييم كه ناميدن ديهها به نام « استخر » يعنى محلى كه آب قنات در آن جمع مىشود ( تالاب ) رايج است و هم پسنديده و هم جزء مسلم ضوابطى است كه بهدست دادهايم . در سرتاسر ايران تا حدى كه نويسنده تحقيق كردهام حدود پنجاه محل چه به نام « استخر » و چه به نام « استل » با تركيبات مختلف آمده است براى مثال استخر ( بندرعباس ، مشهد ) ، استخر دراز ( شهر بابك ) ، استخر آب ( جيرفت ) ، استخره ( رودسر ، قوچان ) ، استخرو ( زاهدان ، شاهرود ) ، استخرويه ( بافت ، بافق ، رفسنجان ) ، استخروئيه تيكدر ( كرمان ) و بسيارى ديگر كه ما به علت قبول شيوهء اختصار از نام همهء آنها خوددارى مىكنيم . « 2 » پيش از آنكه اين بحث را به پايان ببريم اين تذكر مفيد اين معناست كه در استنباط خويش به اشتباه نرفتهايم و آن اينكه از توجه به صورت اسامى ديده مىشد كه چندين محل به صورت تصغير آورده شده است . استخره ( استخر كوچك ) ، استخرو ( استخر كوچك ) استخرويه ( منسوب به استخر كوچك ) ، استخرك ( منسوب به استخر كوچك ) و سرانجام كلمهء خودمان استهلك معادل واژهء فارسى « استخرك » يعنى « استخر كوچك » . در خاتمهء اين مبحث بگوييم كه نام يكى از محلههاى اصفهان ، هرچند امروز شياع چندان ندارد ، مستهلك است و آن در حال حاضر ناحيتى است ما بين خيابان شيخ بهائى در شمال و خيابان ارديبهشت و آذر در غرب و شرق و عباسآباد در جنوب هرچند كه اين تحديد حدود قطعيت ندارد و مىتواند از هر جانب توسعهء بيشترى داشته باشد ولى به هر حال ناحيهء نزديك اين خيابانها تا همين اواخر مستهلك ناميده مىشد . براى نويسنده شكى باقى نيست كه مستهلك يا « مو - استهلك » همان استهلك گلپايگان و استخلك است . به انضمام واژهء « مو » كه در صدر كلمه ديده مىشود ، اين واژه بهطورى كه در موسيان و مولنجان و غيره خواهيم گفت تخفيف يافتهء واژهء « مان » به معنى خانمان و جايگاه است و مستهلك يعنى جايگاه استخر كوچك . « 3 » نكتهء ديگر آنكه در ناحيت خمين و در دو ناحيهء قزوين
--> ( 1 ) - ن . ك . به : برهان قاطع و توضيحاتى كه مصحح دربارهء اين واژه و ريشهء اوستايى آن داده است . ( 2 ) - ن . ك . به : فرهنگ آ . م . م . ص 56 و 57 . ( 3 ) - ن . ك . به : اين عناوين در همين رساله .