محمد مهريار
99
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
كلمه تغييرى نمىدهد و باز همان است كه در كلمات آز و ازيران و ايجى گفتهايم . از ريشهء كلمهء زيستن است ، به اضافهء « او » به معنى « آب » و اما « وار » پسوند نسبت است ، چون شاهوار و مردوار و غيره و اما جزء سوم « چه » همان علامت تصغير است و چون خصوصيات بارزى را نبايد در اينجا ذكر كنيم . همينقدر مىگوييم كه وجود اين واژهها نشان بارز همان اصفهان كهن و تمدن كهن آن است . ازوارچه - ازوار ازيران E ( a ) zir n آخرين ديه از اين دست نامواژهها كه نامى چنين شكوهمند دارد ، ازيران است . واژهشناسى : به مناسبت و به اختصار پيش از اين تقطيع اين واژه را ذكر كرديم و گفتيم كه در تقطيع به صورت « ا + زى + ر + ان » در مىآيد . در فهرستهاى آمارى گاه و بىگاه ديده شده كه آن را با « الف » ممدود اول آزيران آوردهاند و اگر صحت و دقت تسميه با « الف » ممدود اول صحيح باشد شباهت جزء اول آن با واژهء « آز » كه ذكر آن گذشت ، مسلم مىشود و به هر صورت اين هر سه مشتق از واژههاى « زى » به معناى زيستن مىباشند . در عرف اهالى محل همواره آن را با همزهء مكسور اول بر زبان مىآورند . اين ديه هم در بلوك براآن واقع است و در ايام اخير بسيار آباد شده و در جزء ديههاى دهستان براآن جنوبى نامبردار است . جمعيت آن را در آمارگيرى سال 1345 ، 172 نفر قيد كردهاند . « 1 » همينجا بگوييم كه در دور و كنار اين ديه ، ديههايى با اسامى كهن مانند ازوار ، ازوارچه ، اندلان ، رودان ، ايجى و غيره وجود دارد و همه نشان قدمت ناحيت براآن است كه ما به تفاريق و به مناسبت نام ديهها از آن ياد خواهيم كرد . اين ناحيت و بلوك از اين پيش سخت آباد بوده است . بر اثر بيمارى رايج مالاريا و تنزل سطح زندگانى قرن اخير و حوادث و وقايع شوم ، عمران و آبادى آن متوقف گرديد و دهات آن كوچك شد و حتى لميزرع افتاد ؛ تا اخيرا باز رو به ترقى نهاده است . بههرحال اين ديه صاحب جميع ويژگيهايى است كه روستاهاى براآن دارند . به مناسبت نزديكى به شهر ، دارد
--> ( 1 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 20 . جمعيت اين روستا در سال 1375 بالغ بر 842 نفر شده است .