محمد مهريار
91
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
مىپردازيم به نام اين ديه . واژهشناسى : با دقت در اين نامواژه متوجه مىشويم كه از سه جزء « ا + ر + سور » تركيب شده است . جزء اول « ا » تخفيف يافتهء « او » ( Ow ) به معنى آب است كه امثال و نظاير آن را بسيار ديدهايم و داشتهايم و جزء دوم « ر » حرف هموند است و براى تسهيل تلفظ آمده و اكثر اوقات با جزء اول تركيب مىشود و در نام بسيارى از امكنه قرار گرفته است ، مثل ؛ اوره ، هوره ، اورگان ، و هرستان و غيره و جزء سوم « سور » همان واژهء مشهور به معناى سور و جشن است . در اينجا « سور » حالت وصفى براى جزء اول دارد و ارسور يعنى « آب شادى و شادمانى » يا آبى كه براى آن بايد جشن گرفت و شادى كرد . ارمپشت EramPo S t ارمپشت نام ديه كوچكى است كه آنرا در عداد ديههاى براآن شمالى به حساب آوردهاند . در سال 1345 اين ديه 85 نفر جمعيت داشته « 1 » و در سال 1375 به 15 نفر كاهش يافته است . اين ديه برحسب نام خود بايد تاريخچهاى داشته باشد كه امروز با كمال تأسف از آن كوچكترين اطلاعى در دست نيست . توضيح اينكه در تداول عامه آنرا آباد ارمپشت مىناميدند و اخيرا در فهرستهاى آمارى فقط آن را ارمپشت مىنامند . خود ارمپشت ( ديهى كه در پشت ديه ارم واقع شده ) مىگويد ديه معتبرى بوده است به نام ارم و اين يك در پشت آن . و باز در تداول عامه آنرا « آباد ارمپشت » مىناميدند كه نشان مىدهد كه آباد هم جايى بوده است منسوب به ارمپشت كه از بين رفته و ناپديد شده و باقيمانده را اينك ارمپشت مىخوانيم . چنين است تاريخ اين و تاريخچهء هر گوشهاى از اين كشور . تمام خصوصياتى كه براآن دارد و از جمله عدم سلامت آب و هوا ، كمآبى پيشين و آب آسانياب جديد و نفوذ شهرگرايى و قدمت سابقه و غيره هم در اين ديه وجود دارد . ( نامواژهء براآن ديده شود ) و ما اينجا مىپردازيم به نام آن . واژهشناسى : ارمپشت از دو جزء ارم و پشت تركيب شده است . جزء پشت معناى آشكارى دارد . يعنى جايى كه پشت ارم واقع شده است . ببينيم « ارم » يعنى چه و بىشك
--> ( 1 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 19 .