محمد مهريار

86

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

است و اردستان ( همچون گلستان و بادامستان ) به معناى جايگاه مردم مقدس و پاك است . اردكان Ardek n دربارهء اردكان و واژه‌هاى شبيه به آن و از آن جمله اردل ، اردهال ، اردان و ارداجى و اردغان همهء آنچه دربارهء اردستان گفتيم و در تركيب كلمه بيان كرديم ، صادق است . كلمهء اردكان كه اتفاقا فرهنگها در ايران چندين محل و از جمله يكى در فارس و ديگرى در سيرجان و دو اردكان در اصفهان نشان داده‌اند . معنى آن براى ما آشكار است . واژه‌شناسى : كلمهء اردكان از سه جزء « ارد + ك + ان » تركيب يافته است با جزء اول در واژهء اردستان آشنا شديم و مىدانيم كه همان تغيير يافتهء واژهء اوستايى « اش » معادل « ارت » پارسى باستان و معادل « ارد » ، يعنى صورت ميانهء همين واژهء « ارت » است به معنى مقدس و پاك و با جزء دوم يعنى حرف « كاف » آشنا هستيم و مىدانيم كه حرف « كاف » همان است كه براى رفع صعوبت تكلم به عنوان وقايه مىآورند و چون تلفظ اردان مشكل است با حرف كاف به صورت اردكان در مىآيد و تلفظ آن سهل مىشود و جزء سوم همان جزء است كه مكرر در مكرر به آن برخورده‌ايم و در نام امكنه گفته‌ايم پسوند كثرت و نسبت است . ارزنان Arza ( e ) n n ارزنان ( به فتح همزهء اول و كسر ثالث ) در لهجهء عمومى رايج اصفهان ، ارزنون مىآيد و اين واژه نام ديهى است كه در دهستان قهاب اصفهان قرار دارد . جمعيت اين ديه برحسب سرشمارى سال 1345 و برحسب مذكور در نشريهء شمارهء 289 مركز آمار ايران فقط 340 نفر است از اين‌رو ديهى است كوچك در سمت شمال شرقى اصفهان و افتاده بر سوى راست جادهء اصفهان - حبيب‌آباد . ديه‌هاى روستاى قهاب به‌طورى كه خواهيم ديد اكثر بزرگ با اراضى وسيع و قناتهاى كهن و آثار قديم و واژه‌هايى از آن كهن‌تر كه در نامهاى خود ممتاز مىباشند . در اين ديه اتفاقا آثار كهن وجود ندارد و چون به شهر اصفهان نزديك است و شهر نيز به سوى آن با سرعت پيش مىرود ( شهرىشدن بر آن غلبه دارد ) طولى نخواهد كشيد كه در كام اژدهاى شهر فرو خواهد رفت . ديه‌هاى اطراف آن همچون ديه نيكنام سودان كه در جنوب آن است و ديهى معتبر است ، اينك شهر آن را فرو گرفته است . عجب آنكه اين