ابن البلخي

66

فارسنامه ابن بلخى ( فارسى )

تواريخ ، در نيافته‌اند ، الّا كسانى كه متبحّراند درين علم ، و بحث شافى كرده و استخراج اين نسب او ، از كتب درست كرده‌اند ، و نسب او از بهر آن هر كس درست نداند ، كى بعد از جمشيد فرزندان او بگريختند و در ميان شبانان گاو و گوسفند مىبودند ، مدت هزار سال كى پادشاهى ضحّاك را بود تا افريدون بيرون آمد و نسب او به درستى اين است : افريدون بن اثفيان « 1 » [ 12 f ] پير گاو « 2 » بن اثفيان [ 1 ] فيل گاو بن اثفيان ثور گاو « 3 » بن اثفيان بور گاو بن اثفيان گور گاو بن اثفيان سيا [ 2 ] گاو بن اثفيان اسپيد گاو بن اثفيان سهر [ 3 ] گاو « 4 » بن اثفيان رمى گور گاو [ 4 ] بن اثفيان بيفروست [ 5 ] بن جمشيد الملك ، « اثفيان » لقبى « 5 » است همچون « كى » ، بزرانش « 6 » از بهر فال « 6 » ، و اوّل خروج ، بر گاو نشست تا پادشاهى بر وى مقرّر شد ، و ديگر نام‌ها ، [ 6 ] بر حكم « 7 » آنك شبانى مىكردند : سپيد گاو و سياه گاو سهر گاو « 8 » : يعنى سرخ گاو و مانندهء اين نهادند و از اين جهت چون افريدون بيرون آمد سلاح او گرز [ 7 ] بود ، يعنى سلاح چوپانان ، چوب

--> ( 1 ) . B : اثفيان در p : حرف سوم نقطه ندارد . ر ك فرهنگ نام‌هاى ايرانى - ذيل Athbhya ( 2 ) . p : پر گاو . ( 3 ) . B : شور كاو . ( 4 ) . B : شهر كاو . ( 5 ) . bp : لغتى . ( 6 ) . p : « از بهر فال » ندارد به جاى « بزرانش » چيزى شبيه « بردندش » دارد . ( 7 ) . bp : و حكم . ( 8 ) . B : شهر كاو p : سرخ كاو و سه كلمه بعد را ندارد .