ابن البلخي

20

فارسنامه ابن بلخى ( فارسى )

حكومت آن ايالت منصوب شده بود . ابن بلخى كه همراه پدر بزرگش بود در فارس به درس خواندن پرداخت و چون با اوضاع طبيعى و سياسى كشور به خوبى آشنا شده بود به موقع خود ، برادر و جانشين بر كيارق يعنى سلطان غياث الدين محمّد 498 - 511 ( 1104 - 17 ) وى را مأمور تأليف كتاب حاضر كرد . هيچ تاريخ دقيقى درباره پايان يافتن آن داده نشده است امّا چون كتاب در 511 به سلطان اهدا شده و از اين گذشته نام اتابيك چاولى بارها در متن آمده است كه هنوز زنده بوده است و مىدانيم كه در 510 ( 1116 ) درگذشته ، پس در نتيجه ، فارسنامه مىبايست در طىّ نخستين دهه قرن ششم هجرى مطابق با قرن دوازدهم ميلادى تكميل شده باشد . « در حال حاضر نسخه خطى مشتمل است بر نود ورق . ورق Ib ( ا ب ) آغاز مىشود با ديباچه‌اى كوتاه و به دنبال آن ذكر اهداى كتاب ، ورق 2 a ( 2 الف ) ، به « سلطان - شاهنشاه - ادام اللّه ايامه . غياث الدّنيا و الدين ، ابو شجاع محمّد بن ملكشاه » كه به پدرش لقب قسيم امير المؤمنين ، « شريك خليفه ( در امر حكومت ) » داده شده است . مؤلف سپس بيان مىكند كه چگونه مخدوم معظّم او ، وى را مأمور نوشتن كتاب حاضر كرده است ، « به حكم آنكه بنده را تربيت فارسى بوده است اگر چه بلخى نژاد است . . . و استيفاء آن ولايت و رعيّت بر بنده پوشيده نمانده است . . . و نيز انساب و تواريخ ملوك و پادشاهان از عهد گيومرث تا آخر وقت به تحقيق دانسته » . سپس در ورق 13 الف ، پس از شرح مختصرى درباره ايالت و نقل برخى احاديث مهم در باب فارس منسوب به حضرت محمّد ( ص ) ، خواندن مطلب را آغاز مىكنيم با سلسله‌اى طولانى از نسب پادشاهان قديم ايران كه عصر ايشان به طور خلاصه با آخرين آنان ساسانيان پايان مىگيرد و فصل مربوط به ظهور اسلام در ورق 60 الف [ 1 ] شروع مىشود و سپس داستان غلبهء عرب‌ها بر ايالت فارس به صورتى بسيار مختصر روايت مىگردد و با خلافت على ( ع ) به پايان مىرسد در اينجا به