ابن البلخي

10

فارسنامه ابن بلخى ( فارسى )

- پيغمبر را پرسيدند . - اين را از زبان پهلوى با زبان تازى نقل كرده‌اند ، عرب با اين تاز مىرود . - به هر ديهى را حصارى است اگر سنگ و اگر سرتل و اگر بر زمين . - تا باز دين خود رود ، . . . به سلامت باز روم رسيد . - اگر اين علم از ثريا آويخته بودى ، مردانى از پارس بيافتندى . - پس چون تو پدر را نشايستى به ديگرى چگونه شايى ؟ ابن بلخى و آب و هوا و محصولات و كالاها و صنايع فارس فارسنامه ابن بلخى به آب و هوا ، كشاورزى و محصولات و صنايع دستى و مصنوعات فارس توجهى خاص مبذول مىدارد : 1 . آب و هوا : آنچه در اين مورد مطرح مىشود ، نوع آب و هوا همچون اعتدال ، سردسيرى بودن و گرمسيرى بودن نواحى و وجود چشمه‌ها و قنات‌ها است به نمونه‌هاى زير توجه فرماييد : « گرم سير عظيم است و هيچ آب نيست و آب باران خورند ، الّا دو سه چشمه كى هست . » . « هواء آن معتدل است و پاره‌يى از هواء يزد خنك‌تر باشد و هم آب روان باشد و هم آب كاريز و غلّه بوم است و هوا و آب ، درست . . . » . 2 . كشت و زرع فارس : در فارسنامه ابن بلخى از فاريابى بودن و بخس بودن كشاورزى فارس و كيفيت بازده آن ، و انواع محصولات چون غلّه‌ها و ميوه‌ها و انواع درختان . . . سخن مىرود و نشان مىدهد كه تنوع آب و هوا ، موجبات رشد چه محصولاتى را فراهم مىآورد : « درختستانى عظيم است چنانك ميوه‌ها را قيمتى نباشد و همه ميوه‌هاء آنجا بغايت نيكوست خاصّه انار . . . و آبى نيكو و بادام بسيار و غلّه بسيار خيزد . » « هر ميوه كى در سردسير و گرمسير باشد آنجا يابند و ترنج و شمامه و ليمو و ديگر مشمومات بسيار يابند و غلّه بوم است . . . » - « ريعى دارد چنانك از يك من تخم ، هزار من دخل باشد و همه بخس است و جز آب باران هيچ آبى ديگر نبود و هرگاه باران در اوّل زمستان بارد در آذر ماه و دى ماه آن سال ، دخل عظيم باشد و نعمت بسيار ، پس اگر در اين ماه‌ها باران بسيار آيد ،