ابن البلخي

107

فارسنامه ابن بلخى ( فارسى )

ايزد - تعالى - همه دشمنان دين و دولت قاهره را « 1 » هلاك كناد و خداوند عالم را ، از دين‌دارى و نيكو اعتقادى و دانش و عدل - كى بدان آراسته است - برخوردارى دهاد . چه ، مايهء « 2 » همه هنرها ، ديندارى است و علما گفته‌اند كى ملك كى به دين آراسته باشد و به عدل پايدار بود . از آن خاندان ، ملك زايل نگردد ، الّا كى - و العياذ بالله - در دين خللى راه يابد ، يا ظلم كند و اين طريقت كى خداوند عالم - اعزّ اللّه انصاره - مىسپرد ، در تصرّف دين و قمع كفّار و ملحدان - ابادهم اللّه - دليل است ، بر آنك اين ملك و دولت قاهره تا قيام السّاعة ، پاينده خواهد بود . اللّه - تعالى - زيادت كناد . بيوراسف بن ارونداسف نسب بيوراسف ، در باب انساب ، ياد كرده آمده است و اينك گويند ، ضحّاك [ 1 ] اصل آن اژدهاق « 3 » است و به لغة عرب ، الفاظ همى گردد « 4 » [ 2 ] از اين جهت ضحّاك گويند و از بهر آن او را اژدهاق « 3 » گفتندى كى او جادو بود و به بابل [ 3 ] پرورش يافته بود و جادويى بآموخته [ 4 ] و روزى خويشتن را بر صورت اژدهايى بنمود و گفته‌اند كى به ابتدا ، كى جادويى « 5 » مىآموخته ، پدرش منع مىكرد ، ديوى [ 5 ] كى معلّم او بود گفت

--> ( 1 ) . B : فاهر را . ( 2 ) . B : مايدهء P : مائدهء . ( 3 ) . BP : ازدهاق . ( 4 ) . P : ندارد . ( 5 ) . B : ندارد .