ابن البلخي
96
فارسنامه ابن بلخى ( فارسى )
نيكو داشتى و در دادگسترى و مراعات اهل صلاح و قمع مفسدان ، سيرت جدّش هوشهنگ سپردى « 1 » ، و آثار او آن است كى اوّل كسى بود كى خطّ پارسى نهاد و زينت پادشاهان « 2 » ساخت ، از اسپان برنشستن و بارها بر چهار پايان نهادن و اشكرها [ 1 ] از بهر نخچير بدست آوردن و از پشم و موى ، جامه و فرش ساختن و كهند زمرو او بنا كرده است و در [ 29 f ] اصفهان همچنين ، دو بناء قديم است كى از آثار اوست : يكى « مهرين » كى امروز ناحيتى را بد آن باز مىخوانند ، دوم « سارويه » و اكنون اصفهانيان آن را « هفت هلكه » گويند ، كى بناء آن در ميان شهرستان اصفهان مانده است و در ميان آبى است شيرين و خوش ، كى هيچ كس نداند كى منبع آن از كجا است و ركن الدوله خمارتگين ، سر آن بنا را بكند و بر آن كوشكى ساخت ، و در روزگار طهمورث ، بتپرستى آغاز شد و سبب آن بود كى وبائى عظيم پديد آمد ، پس هر كى را عزيزى كناره مىشد ، صورتى مىساخت مانند او تا به ديدار او خرسند مىگشت ، پس اين معنى عادت مستمرّ شد و فرزندان كى آن را از مادر مىديدند ، به روزگار ، آن را همچون سنّتى داشتندى و چنان شد ، كى بتان را برستش گرفتند و گفتند كى : ايشان شفيعان مااند به خداى عزّ و جل و اين معنى به بلاد هند بيشتر بود ، و همچنين پارسيان گفتهاند كى آغاز روزه داشتن هم از روزگار او بود ، و سبب آن بود كى در آن ايّام ، قحطى سخت عظيم بود ، پس كسانى
--> ( 1 ) . p : اضافه دارد : و دايم اهل علم و فضل را نيكو حرمت مىداشتى و در رعايت جانب ايشان دقيقهيى فرو گذاشت ننمودى . ( 2 ) . p : پادشاهى .