ابن البلخي
93
فارسنامه ابن بلخى ( فارسى )
اين همه آن است كى به ابتدا او [ 28 f ] اختراع كرد و عبادت گاهها ساخت و به مردم خداى پرستى آموخت و بر راه نيكوكارى داشت و از ناشايست و فساد منع كرد و دزدان و مفسدان را به بيابانها و كوهسارها راند و از ميان مردم دور كرد و در همه جهان بگشت و بر تخت نشستن و تاج بر سر نهادن ، آيين آورد و مدّتى به بلاد هند مقام كرد و پس چون بازگشت ، به اعمال عراق رفت و زمين و آب و هواى آنجا بپسنديد و شهر بابل بنا كرد و روى به ديار شام و مغرب نهاد و شهر « سوس » را بنا كرد كى خزّ « سوسى » از آنجا خيزد و در جهان ، قديمتر ازين چهار شهر نيست ؛ دو شهر گيومرث بنا كرد : « دباوند » « 1 » و « اصطخر » ، دو شهر هوشهنگ بنا كرد : « بابل » و « سوس » ، و هوشهنگ در پادشاهى فرمان حق يافت [ 1 ] و بعد از وى ملك ، به طهمورث رسيد ، پس از آنكه چهل [ 2 ] سال پادشاهى همه جهان او را صافى بود .
--> ( 1 ) . p : دماوند .