ابراهم والنتاين ويليامز جكسون ( مترجم : منوچهر اميرى و فريدون بدره اى )

70

سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى )

( 1400 ميلادى ؛ - 803 ه . ق ) به فارسى نوشته و برف سنگينى را كه در پيرامون اردبيل نزديك كوه سبلان مىبارد به نفرين و لعنتى نسبت داده است كه زرتشت به مردمى كه منكر آيين وى بودند فرستاد . در نظر من چنين مىنمود كه لعن زرتشت بسيار بجا بوده است چه برف راهها را مسدود كرده بود و مىبايست از رسيدن به سبلان اميد برگيرم ، و هنگامى كه در ماه ژوئن ( خرداد - تير ) آن سال از راه درياى خزر به باكو باز مىگشتم خود را تنها به ديدن اين كوه مقدس از دور خرسند سازم . يكى از اعيان بومى ساكن حوالى تبريز موسوم به آنتون خان « 1 » ارمنى شرحى از قلهء كوه سبلان و چشمه‌هاى آب گرم آن سامان كه قزوينى ذكر كرده است برايم بيان كرد و گفت از هيچ روايتى كه مربوط به وجود آتش پرستان در آن ديار باشد اطلاع ندارد ( 20 ) . يكى ديگر از اعيان كه نامش صدر خان و ايرانى بود مرا از تپهء خاكسترى اطلاع داد كه در مرند از بازماندهء آتشكده‌اى باقى بود ولى من در راه آمدن به تبريز از آن بىاطلاع بودم و بنابر اين مشاهدهء آن دست نداد . از تحقيقاتى كه دربارهء امكان وجود سنگنبشته‌ها و حجاريهاى تاريخى در حوالى تبريز به عمل آوردم ، نتيجه‌اى حاصل نشد 21 . اما اطلاع يافتم كه گاهگاه سكه‌ها و گوهرهايى از زير خاك بيرون مىآورند . من نمونه‌هاى مختلفى از سكه‌هاى متعلق به دورهء اشكانى و ساسانى و مهرى كه از نظر تاريخ آن بسيار جالب توجه است خريدم . اين مهر را قطعا بايد به دوران هخامنشيان نسبت داد . شكل اين مهر بيضى است . قسمتى كه كنده‌كارى شده صاف و مسطح و قسمت ديگرش مدور مىباشد و ابعاد آن يك اينچ در سه چهارم اينچ است ( بيست و پنج ميليمتر در بيست ميليمتر ) . سنگ اين مهر از ياقوت كبود است كه از قديمترين دورهء تاريخ ايران به كار مىرفته است . بر اين مهر نقش پادشاه يا جنگاورى را كنده‌اند كه با قدارهء خود در حال كشتن جانورى عجيب الخلقه است ، و اين نقش اندكى به شيوهء نقشهايى است كه در حجاريهاى تخت جمشيد مىبينم . به نظر من ريزه‌كاريهاى اين طرح چندان اصيل به نظر مىرسد كه بعيد مىنمايد بعدها آن را از روى نقش ديگرى به تقليد صرف ساخته باشند . دليلى هم نداريم كه ثابت كند اين مهر تقلبى است . دانشمندان ديگرى كه آن را ديده‌اند نظر مرا تأييد مىكنند و معتقدند كه متعلق به عصر هخامنشى است ، از جمله دكتر ويليام هيز وارد « 2 » ، از مردم نيويورك ، كه در شناخت مهرهاى گرد و استوانه‌اى استاد است . آخرين روز اقامت من در تبريز ، كه آرزو داشتم آن ايام را تمديد كنم و از مهمان‌نوازى كسانى كه از هر سو مرا در ميان گرفته بودند برخوردار گردم ، صرف ديدار دوستانى شد كه در كوى فرنگيها مسكن داشتند ، و اين كوى قسمتى از محلهء ارمنيهاى تبريز است . مىبايست آخرين بار بازار تبريز را نيز سياحت كنم و ساز و

--> ( 1 ) . Anton ( 2 ) . Dr . William Hayes Ward