ابراهم والنتاين ويليامز جكسون ( مترجم : منوچهر اميرى و فريدون بدره اى )

49

سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى )

مىكند . از سخنوران عهد اليزابت « پرستن « 1 » » از داستان كبوجيه نمايشنامه‌اى ترتيب داده است . « مارلو » در نمايشنامهء « تيمور لنگ « 2 » » خويش نامها و صحنه - هاى ايرانى به كار برده ؛ و شكسپير در درام شاه لير از « جامه‌هاى ايرانى » ، در تاجر و نيزى از « شاهزادهء ايرانى » ، و در كمدى اشتباهات از « مسافرت به ايران » سخن رانده است . ميلتن در دفتر سوم از منظومهء بهشت بازيافتهء خويش تاريخ قديم ايران را بطور خلاصه آورده است . گذشته از اين ، در منظومهء بهشت گمشده به « اكباتان » ( همدان ) ، هيس پهان « 3 » ( اصفهان ) ، « توريز « 4 » » ( تبريز ) ، و كس‌بين « 5 » ( قزوين ) اشاره كرده است . چنين مىنمايد كه شلى « 6 » در ساختن منظومهء « الستور « 7 » » خاطرهء ضعيفى از تالارهاى ستوندار تخت جمشيد در ذهن خويش داشته است . بايرون « 8 » نيز در منظومهء « جاور « 9 » » و لندور « 10 » در منظومهء « گبير « 11 » » به آيين زردشت كه كيش باستانى ايران است نظر داشته‌اند . « ماتيو آرنولد « 12 » » و « ادمندگاس « 13 » » در عالم شعر و شاعرى مسحور فردوسى گشته‌اند . ده دوازده مورد ديگر از تأثير ايران در شاعران انگلستان را مىتوان نام برد كه معروفترين همه « تامس مور « 14 » »

--> ( 1 ) . Thomas Preston ( 2 ) . Tanburlaine ( 3 ) . Hispahan ( 4 ) . Tauris ( 5 ) . Casbeen ( 6 ) . Shelley ( 1792 - 1822 ) ، از شاعران نامى انگلستان . م ( 7 ) . Alastor ( 8 ) . Byron ( 1788 - 1824 ) ، از شاعران بسيار معروف انگلستان ، كه جان خود را در راه استقلال يونان از دست داد . م ( 9 ) . Giaour ( 10 ) . Walter Savage Landor ( 1775 - 1864 ) ، نويسنده و شاعر انگليسى . م ( 11 ) . Gebir ( 12 ) . Matthew Arnold ( 1822 - 1888 ) ، از شاعران و نقادان و نويسندگان بزرگ انگلستان در قرن نوزدهم . م ( 13 ) . Sir Edmond Gosse ( 1849 - 1928 ) ، شاعر و محقق انگليسى ، و سرايندهء منظومه‌اى به نام « فردوسى در تبعيد » . م ( 14 ) . Thomas Moore ( 1779 - 1852 ) ، شاعر ايرلندى كه در 1817 منظومه‌اى به نام لاله‌رخ منتشر كرد ، و از اين راه سخت بلند آوازه شد . لاله‌رخ عبارت است از يك سلسله افسانهء منظوم كه شاعر آنها را با داستانى منثور به هم پيوند داده است . لاله‌رخ ، دختر اورنگ زيب پادشاه معروف هندوستان ، را از دهلى به كشمير مىبرند تا او را به عقد شاهزاده‌اى درآورند . در راه شاعرى جوان كه از مردم كشمير است و فرامرز نام دارد شاهزاده خانم را با گفتن چهار افسانهء شيرين سرگرم و سر - انجام مفتون خود مىسازد . اين چهار افسانه عبارتند از « پيامبر نقابدار خراسان » ، كه همان داستان مقنع معروف است ؛ « بهشت و پرى » ؛ « آتش‌پرستان » ؛ و « روشنايى حرم » . در پايان كار معلوم مىشود كه آن شاعر كشميرى خود « شاه داماد » بوده كه خويشتن را عمدا به صورت افسانه‌سرا درآورده بوده است . م