ابراهم والنتاين ويليامز جكسون ( مترجم : منوچهر اميرى و فريدون بدره اى )

24

سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى )

هاى گوناگون مردم و چهره‌هايى كه مدام رنگ آنها دگرگون مىشود از نظر تنوع الوان با منشورهاى بلورين همچشمى مىكنند . كوچه‌هاى پرپيچ و خم ، محله‌هاى مردمان بومى ، و دهانهء بازارها و رهگذرهاى پرازدحامى كه بين غرفه‌ها و حجره‌ها قرار دارد كاملا شرقيست ، اما برزنهاى اروپايىنشين با كوچه‌هاى پهن و خيابانهاى دراز و ميدانهاى بزرگ به سبك مغرب‌زمين است و نشانهء پيشرفت روسها شمرده مىشود . تفليس پايتخت ماوراى قفقاز ، و مركز سازمانهاى كشورى و لشكرى و همچنين مقر حكمران است . در ساليان اخير از نظر بازرگانى پيشرفت شايسته‌اى داشته است و مانند قلبى است كه در هواى شرق و غرب مىطپد ، و ادعاى آن مبنى بر اينكه يك‌صد و پنجاه هزار جمعيت دارد هرگز مبالغه‌آميز نيست . تفليس از نظر تاريخى نيز جالب توجه است زيرا پايتخت گرجستان قديم بوده است . مىگويند كه شهرت اصلى اين شهر بيشتر مديون امپراطور گرجى آن ، موسوم به « واختانگ گورگسلان « 1 » » است كه در قرن پنجم ميلادى مىزيست و به اين شهر كه داراى آبهاى گرم گوگردى شفا بخش بود دل بسته بود . جهانگرد عرب ، ابن حوقل ، كه در قرن چهاردهم هجرى مىزيست بخصوص از چشمه‌هاى آب معدنى ناحيهء تفليس ياد كرده است . مىنويسد « ماؤها سخين من غير نار » ( يعنى آب آن بىآتش گرم است ) ، و نيز مىگويد « تفليس جايى خرم و پر نعمت است . دو باروى گلى دارد و ميوهء فراوان در آن به بار مىآيد و در زمينهاى آن زراعت مىكنند » 1 . در نيمهء دوم قرن چهاردهم تفليس نيز مانند بسيارى از شهرهاى آسيا به بلاى تركتازى تيمور لنگ گرفتار آمد و به دست آن مرد غارت شد . از آن پس اين شهر كه در زير فرمان حكومت ايران بود رو به عمران و آبادى نهاد و سواد اعظم شد ، و اگرچه گاهگاه مورد تهديد عثمانى بود همچنان به ايران تعلق داشت تا اينكه به سال 1801 ( 15 - 1216 ه . ق ) به تصرف روسها درآمد و از آن زمان تحت سيطرهء ايشانست هرچند مردم مختلط قفقاز كه خويى درشت و خشن دارند گاهگاه آشوب و بلوا در اين شهر برپا كرده‌اند . قسمتى از شهر به روى تپه‌اى كه ارگ قديم شهر در آنجا قرار دارد بنا شده و تا بلندى ديگرى كه در شمال و مشرق ديده مىشود كشيده شده است و ازين‌رو شهر تا

--> - پژوهان نقل كنيم : « و چون روز پنطيكاست رسيد به يك دل در يك جا بودند . كه ناگاه آوازى چون صداى وزيدن باد شديد از آسمان آمد و تمام خانه را كه در آنجا نشسته بودند پرساخت . و زبانهاى منقسم شده مثل زبانهاى آتش بديشان ظاهر گشته بر هر يكى از ايشان قرار گرفت و همه از روح القدس پر گشته به زبانهاى مختلف به نوعى كه روح بديشان قدرت تلفظ بخشيد به سخن گفتن شروع كردند . » اعمال رسولان ، باب دوم ، آيات 1 - 5 . م ( 1 ) . Vakhtang Gurgaslan